تبليغاتX
وبلاگ انجمن حسابداری

سلام دوستان به وبلاگ انجمن حسابداری خوش آمدید شما می توانید مطلب مورد نظر خود را در آرشیو موضوعی وبلاگ بیابید هر سوالی که داشتید برام بفرستید امید وارم از دیدن وبلاگ لذت ببرید

مقدمه
ارتقاي سطح دانش, توانايي و مهارتهاي ارتباطي براي پاسخگويي به نيازهاي جديد يكي از رويكردهاي مهم در سازمانهايي است كه به اصل پويايي مداوم پايبندند. هر سازماني براي ايجاد ارتباط مستحكم تر و بهتر با گروههاي مخاطب و مشتريان خود تدابيري انديشيده است. امكانات اينترنت يكي از مناسبترين و در عين حال ساده ترين راههاي ايجاد ارتباط دوسويه بين سازمان و كليه افراد و نهادهاي ذينفع (Stakeholders) است. بهره برداري از امكانات اينترنتي همواره به دو عامل اصلي وابسته است. نخست, فناوري جديد و ديگر شيوه و كيفيت استفاده از اين پديده.
با اقبال رو به فزوني براي استفاده از اينترنت, شايد سخن راندن از مزايا و مضار اينترنت شايد در عمل چندان ثمربخش نباشد. اينترنت نيز همچون پديده هاي ديگر عصر جديد راه خود را پيموده و با توجه امكانات بيسابقه اي كه دارد, به سرعت در حال گسترش است.
اگر از چون و چرا و مجادله درباره اساس و فلسفه اينترنت صرف نظر كنيم وآنرا همچون رسانه هاي نوين، يك پديده, با ويژگيهاي خاص خودش بدانيم , ناگزيريم به تناسب موضوع مورد نظر, به جنبه هايي از اينترنت بپردازيم كه مستقيم و غيرمستقيم بر روي سازمانها و كاربران تاثير مي گذارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرشید در پنجشنبه 19 مرداد1385 و ساعت 12:29 |

...ديگر زندگی مرفه برايم رويا نيست؛ بلکه هدف است...

و ميدانم از چه راهی به آن برسم....

و ميدانم اگر نرسم تقصير خودم است ... نه تقصير شانس...

و ميدانم راه رسيدن به آن بسيار هموار است....

و اگر اينطور نيست خودم آن را ناهموار کرده ام....

و ميدانم در اين راه پيروز ميشوم.... زيرا هدف برايم مهمتر از موانع رسيدن به آن است...

و اگر به آن برسم هيچوقت تعجب نخواهم کرد....

 زيرا به آن اعتقاد دارم و برای آن جنگيده ام....

و وقتی به آن برسم به ديگران نيز راه موفقيت را نشان داده ام....

+ نوشته شده توسط سیوان احمدی در یکشنبه 9 بهمن1384 و ساعت 0:18 |
معلم پای تخته داد می زد
 صورتش از خشم گلگون بود ...
      
 و دستانش به زیر پوششی از گرد ...
 پنهان بود ....
  
  ........ ولی آخر کلاسی ها 
 لواشک بین خود تقسیم می کردند ....
 وان یک ... گوشه ای دیگر
 « جوانان » را ورق می زد .......
  
 برای آنکه بیخود ...های و هو
 می کرد و ..... با آن شور بی پایان
 تساوی های جبری را نشان می
 داد ......
              
 با خطی خوانا به روی تخته ای کز
 ظلمتی تاریک
 غمگین بود
 تساوی را چنین بنوشت :
 « یک با یک برابر هست ...»
  
 از میان ِ جمع شاگردان یکی برخاست ،
 همیشه یک نفربايد بپاخیزد
 به آرامی سخن سر داد :
          
 تساوی اشتباهی فاحش ومحض است ...
  
 معلم
 مات بر جا ماند .
    
 و او پرسید :
    
 اگر یک فرد انسان واحد یک بود ....
 آیا باز ......... یک با یک برابر
 بود ؟
 
 
 سکوت مدهشی بود و ... سوالی سخت .... !!
  
 معلم خشمگین فریاد زد :
 آری برابر بود .
          
 و او با پوزخندی گفت :
 اگر یک فرد انسان واحد یک بود
 آنکه زور و زر به دامن داشت
 بالا بود ...
 وانکه
 قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت
 پایین بود ... !؟؟
  
 اگر یک فرد انسان واحد یک بود
 آنکه صورت نقره گون ،
 چون قرص مه می داشت
 بالا بود ....
 وان سیه چرده که می نالید
 پایین بود ... !؟
  
 اگر یک فرد انسان واحد یک بود .....
 این تساوی زیر و رو می شد !!!
    
 حال می پرسم :
 یک اگر با یک برابر بود ...
      
 نان و مال مفت خواران
 از کجا آماده می گردید ؟
  
 یا چه کس دیوار چین ها را بنا
 می کرد ........؟
  
 یک اگر با یک برابر بود ...!
 پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد ؟
 یا که زیر ضربت شلاق له می گشت ؟
        
 یک اگر با یک برابر بود .....
 پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد ؟
  
 معلم ناله آسا گفت :
 بچه ها در جزوه های خویش
 بنویسید :
   
               یک با یک برابر ....
 نیست .........
 
+ نوشته شده توسط هیمن امینی در شنبه 8 بهمن1384 و ساعت 12:35 |

**************************************************

 


هرفردي موفقيتهاي خويش را براساس يك مقياس نسبي مورد سنجش قرار مي دهد. مـوفـقـيـتـهاي كـوچـك بـرخي اشخاص درنظر برخي ديگر ممكن است بزرگ جلوه نمايد؛ اين كاملا بستگي بنوع تربيت، تحصيلات و شرايط مـوجود در زندگي شما دارد. تا زمانيكه به اهداف خود دست يافته و براي بهترين بودن سختكوشي مي كـنـيـد، فـردي موفق محسوب ميشويد. اين اصل مطلب است .


با اين حال افرادي نيز وجود دارند كه نمي توانـند به سطـح رضايت بخشي ازموفقيت دست يابند.

ضعفهاي شخصيتي و يـا خـصوصـيات از پـيـش تعيين شده زندگي آنها،مـوانـع اصـلي راه چنين انسانهايي بشمار مي رود. اگر در زندگي خـود شـرايـط دشـواري را تـجربه كرده ايد، نگاهي به اين صفات و موقعيت ها بيندازيد تا ببينيد در حال آماده نمودن خود براي شكستهاي بيشتر ميباشيد يا خير

 

موانع موفقیت (1)

پشت گوش اندازی



ممكن است يكي از اصليترين اهريمنان عامل نابودي شما در تحصيل و زندگي شغلي، طفره رفتن و به تعويق انداختن امور بوده باشد. افرادي كه علامت مزمن اين "بـيـمـاري" در آنها ديده ميشود، مايلند با اين جملات توجيه كننده كه " تمام كردنش كاري نخواهد داشت" و يا "نگران نباش، وقت براي انجام دادنش بسيار است"، كارها و وضايفشان را براي هميشه از سر خود باز كرده و به تعويق بيندازند .
اگر كاري در حد و اندازه قابليتهايتان به شما روي آورد ولي به دليل عذر و بهانه هاي ذكر شـده از انجام آن ممانعت بعمل آورديد، قطعا" پشت گوش اندازي مشكل اصـلي بـوده و بايد مرتفع گردد. احساس ميكنيد كه زمان در اختيار شما اسـت، اما هنگامي كـه وقـت موعود نزديك مي شود، براي اتمام كار بسرعت هجوم مي آوريد و نتيجه آن خواهد شد كه آن طور كه در ابتدا مد نظرتان بود از انجام عمل مورد نظر باز خواهيد ماند .


فرد پشت گوش انداز معمولا انساني تنبل و سست مي باشد. او براي همه چيز عذر و بهانه داشته و با اينكه توانايي و ابزار انجـام امـور را در اختـيـار دارد، از اتـمام آنـها طـفره مي رود. كار كردن با چنين اشخاصي غير قابل تحمل است و نه تنها كاستي و سستي آنها باعث اختلال در كارها ميگردد، بلكه كارمندان فعال ديگر نيز مـمكـن اسـت به چنـين خصيصه اي دچار شده و رويه آنها را در پيش بگيرند

موانع موفقیت (2)


ترس از موفقیت


مانع اصلي ديگر واهمه داشتن از موفقيت است. با اينكه چنين افرادي دقيقا" مي دانند كه براي موفق شدن به چه چيزي نياز دارنـد، امـا بدليل داشتن ترس از موفقيت قادر به رسيدن به اهداف والاي خود نيستند. در نـظـر ايـشـان راه پـيـش رو، مـخـوف و رعـب آور ميباشد. نگراني از آينده و همه مسائلي كه در نهايت گريبانگير او خواهد شد، منجر به فقدان بصيرت و بازماندن آنها مي گردد؛ مـخـاطرات ذاتـي روند تجارت، رام نشدني بنظر خواهد رسيد .


فرصت هاي ترقي در محل كار ممكن است پيش بيايند، اما فردي كه از موفقيت وحشت داشته باشد قادر به گرفتن ترفيع نخواهد بود. او بهانه مي آورد كه مسؤليـتـهـاي شـغـل جديد زياد و خارج از توانايي هايش است. اينگونه اشخاص ميلي به بالارفتن از پله هاي ترقي ندارند .

 

وقتي آينده نا معلوم باشد، اين وحشت شدت بيشتري پيدا ميكند. بايد پذيرفت افــرادي كه داراي چنين ترسي نميباشند روزهايي پيش رو دارند كه در آنها آينده ترسناك جــلوه مينـمايد، بنابراين ميتوان متوجه شد اشخاصي كه فاقد مكانيزمي مناسب براي برخورد و رويارويي با چنين موقعيتي مي باشند، چگونه احساسي خواهند داشت .


تشخيص و حل اين مشكل آسان تر از برخورد با پشت گوش انـدازي است. بـا كمي هم محوري و اندكي صبر و شكيبايي فردي كه از پذيرش مسؤليتهايي كــه موفقيـتـش را به همراه خواهد داشت وحشت دارد، ميتواند شرايط را به نفع خود تغيير دهد .

 

 

+ نوشته شده توسط سیوان احمدی در چهارشنبه 5 بهمن1384 و ساعت 0:49 |

هیچ راه  میان بری وجود ندارد.

هیچ چیز ارزان بدست نمی آید.

وهمیشه بهترین راه دشوار دشوارترین راه است !

 

 **********

 

بزرگترین راه ها با کوچکترین گامها آغاز شده و سخت ترین گام اولین گام است !

 

 **********

زندگی یعنی  ,تکاپو .

زندگی یعنی ,هیاهو .

زندگی یعنی ,شب نو, روز نو, اندیشه نو .

زندگی یعنی ,غم نو, حسرت نو , پیشه نو .

زندگی بایست سر شار از تکان و تازگی باشد .

زندگی بایست در پیچ و خم راهش زالوان حوادث رنگ بپذیرد .

زندگی باید یک دم , یک نفس حتی ز جنبش وانماند ,

گر چه جنبش برای مقصدی بیهوده باشد .

زندگی همچو آب است .

آب اگر راکد بماند چهره اش افسرده خواهد گشت

و بوی گند می گیرد .

در هلال آبگیرش غنچه لبخند می میرد ...

 

*********** 

 

و به عنوان مطلب آخر  :

ناکامی یعنی تاخیر نه شکست ! مسیر انحرافی موقت است ,نه کوچه بن بست !

+ نوشته شده توسط سیوان احمدی در چهارشنبه 28 دی1384 و ساعت 16:8 |

بر سر گور كشيشي در كليساي وست مينستر نوشته شده است : « كودك كه بودم
مي خواستم دنيا را تغيير دهم . بزرگتر كه شدم متوجه شدم دنيا خيلي بزرگ است من بايد انگلستان را تغيير دهم . بعد ها انگلستان را هم بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم . در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول كنم . اينك كه در آستانه مرگ هستم مي فهمم كه اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم ، شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم!!! »

+ نوشته شده توسط سیوان احمدی در یکشنبه 25 دی1384 و ساعت 21:10 |

در جاده پنهان موفقیت

 اگربه زندگی سر تا سر پر فراز و نشیب انسان های موفق توجه کنید ، متوجه خواهید شد که همگی آنها دارای ویژگیهای مشترکی هستند. این ویژگیها عبارتند از:                                                         

 1- سخت کوش و پر تلاش هستند: برای آنها پول باد آورده مفهومی ندارد. آنها لازمه رسیدن به موفقیت را سخت کوشی می دانند و برای رسیدن به موفقیت از هیچ تلاشی فروگذار نمی کنند.            

 2- بسیار صادق و درست کردار هستند: کسانی که موفقیت را در آغوش گرفته اند، همواره اصل صداقت را در زندگیشان ساخته اند. ممکن است فریب کاران در ابتدا موفق باشند ، اما این درستکاران هستند که تا انتهای خط ، گوی سبقت را از دیگران می ربایند.                                                      

 3- محتاط و محافظه کار هستند: به خاطر همین ویژگی است که همه چیز وهمه کس را پشت سر می گذارند. آنها هیچ گاه بی گدار به آب نمی زنند.                                                                      

 4- مهربان وصمیمی هستند: آیا تا به حال متوجه شده اید که انسان های موفق تا چه اندازه مهربان و مردم دار هستند؟ همین ویژگی ، محبوبیتشان را دو چندان می کند و به آنها این توانایی را می دهد که سایرین را در راه رسیدن به موفقیت یاری کنند.                                                                                                                                                                                  5- تشنه یادگیری هستند: آنها علاقه ی وافری برای یادگیری مسائل مختلف دارند. انسان های موفق خودشان را بالا می کشند و همواره در مسیر رشد وبالندگی قدم می گذارند. آنها از تمام جنبه های زندگی مخصوصاً از اشتباهاتشان درس عبرت می آموزند واز این کار ابایی ندارند.                              

 6- وفای به عهد می کنند : قول دادن و وفای به عهد، اصلی است که میلیون ها انسان را در مسیر صحیح قرار داده و از آنان انسان هایی موفق ساخته است. ثروتمند ترین مرد جهان، یعنی بیل گیتس (bill gates) نیز از این ویژگی مستثنی نیست.                                                           

 7- هنگام رویارویی با مشکلات در صدد یافتن راه حل بر می آیند: به عقیده ی آنها مشکلات، فرصتی است طلایی و ناب برای انجام دادن غیر ممکن ها. آنها به هیچ وجه از رویارویی با مشکلات نمی هراسند وشکایتی ندارند. انسان های موفق ، همواره در جست وجوی یافتن راه حل هستند.                                                                                                                               

شما چگونه هستید؟ آیا در مسیر موفقیت گام بر می دارید؟ اگر واقعاٌ خواهان رسیدن به موفقیت هستید، بیاید از همین الان شاخص های فوق را در خودتان تقئیت کنید. آنگاه متوجه خواهید شد که وارد جاده پنهان موفقیت شده اید و فاصله ی چندانی با فتح قله های رفیع پیروزی ندارید.                                                                                                                               

اما آنچه به عقیده ی شخصی مترجم می تواند یاری گر شما در این امر باشد بیان روزانه و مکرر عبارات تاکیدی است که از تاثیری شگرف و معجزه آفرین بر خورداراند. فراموش نکنید که همواره خود را ایستاده بر بلندای موفقیت تجسم نمایید واز اراده ی بیکران غافل نمانید. بدانید که با جاری کردن عشق الهی در ذره ذره وجودتان پشتوانه ای بس قوی، در راه رسیدن به موفقیت به همراه خود دارید.                                                               نویسنده: کریس وایدنر                مترجم : جمال صحرادی

 

+ نوشته شده توسط سیوان احمدی در یکشنبه 25 دی1384 و ساعت 21:8 |

P      براي فهميدن ارزش 4 سال از فارغ التحصيل دانشگاه بپرس

P      براي فهميدن ارزش 1 سال از دانش آموز مردودي بپرس

P      براي فهميدن ارزش 9 ماه از مادري كه نوزاد مرده به دنيا آورده بپرس

P      براي فهميدن ارزش 1 ماه از از مادري كه نوزاد ناقص به دنيا آورده بپرس

P      براي فهميدن ارزش 1 ساعت از عشاقي كه در انتظار هم هستند بپرس

P      براي فهميدن ارزش 1 دقيقه از مسافري كه از هواپيما جامانده بپرس

P      براي فهميدن ارزش 1 ثانيه از بازمانده يك تصادف بپرس

 

P  زندگي خود را بازپس گير؛ فقط يك ساعت از 24 ساعت روزت را وقف خودت

كن تا 23 ساعت باقي مانده تحت فرمان تو قرار گيرد.

P  10 دقيقه اول را با تحليل 24 ساعت گذشته شروع كن. تك تك كارهايي را

كه كرده اي مرور كن، آنچه را كه مي شد بهتر انجام داد يا تغيير داد يا بايستي به

 نحوه ديگري انجام مي شد در دفترت يادداشت كن.

P  اهداف امروز با در 10 دقيقه بعدي مشخص كن. در واقع امروز تمام آن

چيزي است كه در اختيار داري.ديروز از دست رفته است و فردا شايد هرگز نيايد.

 امروز هميشه از آن توست. امروز است كه فردا را بنا  مي نهد.امروز تو را

 جايي مي برد كه مي خواهي بروي. با دگرگون كردن امروز مي تواني جهان

را دگرگون كني. امروز هديه اي است از سوي خداوند. به همين دليل است

كه آن را «بودن در لحظه» مي خوانند.

P  در 10 دقيقه آخر اهداف دراز مدت خود را مشخص كن.اين اهداف را به

 سه بخش تقسيم كن:

P      اهداف 24 ساعت،هفت روز و 12 ماه آينده.

P  درست است كسي نمي تواند زمان را متوقف كند اما مي تواند نحوه

استفاده از را دتحت كنترل در بياورد.

P      ارتباط ضعيف يا نامفهوم با ديگران از عمده ترين عوامل اتلاف وقت است.

P      ارزش هرچيز را با مقدار وقتي كه حاضريد صرف آن كنيد اندازه گيري كنيد.

P  هر روز مقداري از وقتتان را به اين اختصاص دهيد كه در مورد هدف هاي

 اصلي و واقعي خود و راه هاي بهتري كه از طريق آنها مي توانيد روز به روز

به هدف هاي خود نزديك تر شويد فكر و تامل كنيد.

P  هميشه براي انجام كارهايتان جدول زمان بندي شده داشته باشيد و تمام كارها

 و قرار ملاقات ها را در آن بنويسيد.

P  رشد شخصيت عامل اصلي صرفه جويي در وقت است هر قدر انسان برتري

 شويد با صرف وقت كمتري مي توانيد به هدف هاي خود برسيد.

P  هركاري كه انجام مي دهيد در واقع داريد وقت خود را مي فروشيد، آن را

 ارزان نفروشيد.

+ نوشته شده توسط سیوان احمدی در چهارشنبه 7 دی1384 و ساعت 0:34 |

راه های جلب اعتماد دیگران

برای اینکه ما در کارمان به حداکثر صداقت برسیم باید درصد اعتماد به هم را تا جایی که میتوانیم بالا ببریم. اگر همگی به هم اعتماد کنیم در صد موفقیت و صداقت در کار بالا میرود.
 

اعتماد از رعایت این موارد به وجود می آید

1. مسئوليت پذيري
2. توجه به هدف و نتيجه كار تيمي
3. تعهد به تصميمات و برنامه هاي گروهي
4. برخورد مناسب در برابر رفتار افراد گروه

ابراهام لينكلن : هر كاري را كه تصميم به انجام آن گرفتيد , نصف آن را انجام داده ايد .
 

برای ایجاد اعتماد :
1. بایست بین افراد گروه تمام ابهامات را بررسی کرد و از بین برد .
2. افراد حس همکاری گروهی را در نبودن سایر افراد جبران نمود .
یعنی کار دیگران را در نبو د انها انجام داد .( مادر مهربان )
3. وحس مسو لیت پذیر بودن را در افراد گروه جای داد : هر فردی مسولیت کاری را
که به عهده میگیرد انجام دهد . و اگر انجام نداد با همکاری گروه .
 

 

 

+ نوشته شده توسط سیوان احمدی در سه شنبه 29 آذر1384 و ساعت 10:17 |
۱۲ درس مهم در رابطه با فروشگاه های خرده فروشی
با سلام.اين متن ترجمه ای از يک مقاله زبان انگليسی ميباشد که بنده ترجمه کرده ام. اميدوارم مورد توجه و استفاده قرار بگيرد. لطفا نظرات و راهنمايی های خود را دريغ نفرماييد.


۱۲ درس مهم در رابطه با فروشگاههای خرده فروشی

باب نلسون



اگر شما ميخواهيد يکی از موفقترين خرده فروشها باشيد بايد مطمئنا به دنبال بالا آوردن حدااقل فروش (Bottom Line) خود باشيد. در اين روزها اين يک وظيفه بزرگ است که هر روز نيز به اهميت آن افزوده ميشود.
اکثر خرده فروشان را ميتوان به دو دسته تقسيم کرد: کسانيکه در مقابل تغييرات مقاومت ميکنند و افراديکه به استقبال تغييرات ميروند. پر فروشترين خرده فروشها از دسته دوم ميباشند. آنها نه تنها به استقبال تغيير ميروند بلکه برای تغييرات نيز آماده هستند و در برار تغييرات پاسخ مثبت ميدهند.
در جدال بر سر افزايش فروش همواره بزرگترين برنده نيست، بلکه مبتکرترين و کاردانترين پيروز ميدان است. راز موفقيت های بزرگ در داشتن يک مشت ايده های تئوری نيست بلکه در داشتن ايده های قابل لمس و اجرا شدنی( Tangible Ideas) ميباشد. شما ميتوانيد بر روی اين ايده ها کار کرده و آنها را بصورت موثرتری در حرفه خود بکار بگيريد. چارچوبی که به شما در رفتن مسير صحيح کمک ميکند.
صاحبان فروشگاه ها ميبايست در رابطه با فعاليتهای حرفه خود بسيار جدی باشند در غير اينصورت بايد خود را برای پذيرش يک سود ثابت آماده کنند.اگر شما به << دوازده نکته در اداره کردن حرفه خرده فروشی>> عمل کنيد تلاشها و فعاليت های خود را مختصر و مفيد خواهيد کرد سود خود را چندين برابر کرده و موفقيتها را افزايش خواهيد داد.اين مطالب بر پايه سالها تحقيق و تجربه عملی در همکاری با صدها فروشگاه کوچک و متوسط خرده فروشی در تمام مناطق آمريکا که به موفقيتهای بينظير دست يافته اند، ميباشد.

۱-خودتان را بشناسيد:

علايق، مهارتها، تواناييها و محدوديتهای خود را بشناسيد. مديريت فروشگاه خودتان مهمتر از اين است که فقط برای خود يک شغل ايجاد کرده باشيد.شما بايد فداکاريهای شخصی زيادي را با اراده بالا انجام دهيد تا بتوانيد يک فروشنده موفق باشيد.نقش اصلی شما در رابطه با بازاريابی، امور مالی، مديريت فروشگاه و مسيوليتهای پرسنل شما ميباشد.برای يک نفر بسيار مشکل است که تمامی اين وظايف را به نحو احسن انجام دهد. شما بايد متوجه شويد که چه قسمت از اين وضايف را خودتان ميتوانيد انجام دهيد و در چه مواردی نياز به کمک خواهيد داشت.
به همين دليل، بسيار مهم است که خود را بشناسيم و به طور دقيق تمامی نقاط قوت و ضعف خود را جستجو کنيم. از خودتان سوالهای زير را بپرسيد:
- آيا شما مهارتهايی را که برای موفقيت لازم داريد ميشناسيد؟

- آيا شما با شرايط متغير سازگاری پيدا ميکنيد؟ آيا از سخنان و پيشنهادهای ديگران استفاده ميکنيد؟

-آيا هميشه اطلاعات لازم برای راه اندازی يک حرفه را جمع آوری ميکنيد؟

۲-به سمت برنامه ريزي برويد:

بسياری از فروشگاه ها به وسيله افراد بسيار با انگيزه گشايش مي يابد در حاليکه آنها اطلاعاتی در باره فعاليتهای مربوط به خود ندارند. به عنوان صاحب يک فروشگاه، اگر به چم و خم کار آگاه نباشيد بزودی از اين تجارت بيرون خواهيد افتاد. طبق منابع موثق، دليل اصلی ورشکستگی ۸۰٪ از فروشگاه هايی که يک تا پنج سال عمر دارند ، پول نيست بلکه کمبود اطلاعات و دانش کار ميباشد. حربه شما برای موفقيت ، تصميم گيری صحيح بوسيله اجرای يک برنامه ريزی موثر برای حرفه تان ميباشد. به ياد داشته باشيد اگر در برنامه ريزی قصور کنيد ممکن است بهترين برنامه ها به شکست منتهی بشود.

۳ -صنعتی در آن فعاليت ميکنيد بشناسيد:

شما در صورتی به بزرگترين قسمتهای رقابتی بازار دست پيدا خواهيد کرد که معنا و مفهوم دانش انجام تجارت خود را درک کرده باشيد. نا همگونی اساسی با موارد زير ميتواند باعث ايجاد مانعی شود که ادامه بقا موسسه شما را به خطر بيندازد:

رقابت: قدرت رقبای شما، خدمات، مکان بازارها، رويکردهای بازاريابی، نوع مشتريان، عرضه کنندگان و استرتژيهای قيمت گذاري

محيط بازار: وضعيت تجاری محل شما، ميزان فضای تجاری خالی، ميانگين درآمد خانواده ها، سطح تحصيلات، گروه های سنی، جمعيتهای دينی و آمار مشتريان بالقوه شما

برای پيشرفت و موفقيت شما بايد متعهد به يادگيری شويد و اهداف روشنی را برای خود قرار دهيد و همچنين برای محقق کردن اهداف دارای انرژی و تمايل زياد باشيد.

-آيا محيط شما جمعيت کافی برای حمايت از شما و رقبای نزديک شما را دارد؟

-آيا شما توانايی جذب قسمت وسيعتری ار مشتريان را بجای داشتن قسمتی کوچک از بازار را داريد؟

-آيا شما تا به حال تغييرات رقابتی را مشاهده کرده ايد که اتفاق بيفتد و باعث تاثير گذاری بر روی اين موضوع بشود که مشتريان از کجا خريد کنند؟

۴ -مشتريان خود را بشناسيد:

آيا شما به مشتريان خود گوش فرا ميدهيد؟ عرضه محصولات مورد نياز مشتری را وظيفه خود قرار دهيد تا آنها با شما معامله کرده و از شما خريد نمايند.دليل اينکه شما در اين حرفه قرار ميگيريد مشتريان شما هستند و آينده شما نيز بستگی به آنها دارد.کالا و خدماتی که شما ارئه ميکنيد ميبايست انعکاسی از احتياجات مشتريانتان باشد.در باره مشتريانتان، شرايط آنها، خريد، نمايش محصول، فروش و گفتن مواردی که مشتريان را نسبت به کالا جذب ميکند و نه فقط آن چيزی که برای شما جالب است، به تفکر بپردازيد. اين نکته را فراموش نکنيد، که مشتريان شما هسنتد که تعيين ميکنند شما موفق ميشويد يا خير.

- آيا شما ميدانيد مشتريان شما چرا از فروشگاه شما خريداری ميکنند؟ (خدمات، سهولت، کيفيت، قيمت).

-آيا شما به دنبال دريافت نظرات بهترين خريدارانتان برای بهبود کار خود هستيد؟

-آيا شما از پرسشنامه فروشگاهی که به شما کمک کند که احتياجات مشتری را مشخص کنيد، استفاده ميکنيد؟

- آيا تا بحال سعی در جذب مشتريان غير فعال يا از دست داده شده کرده ايد؟

۵-اطلاعات مالي را خوب نگهداری کنيد:

اگر شما ندانيد که پولهای شما چگونه خرج ميشوند به زودی ورشکست خواهيد شد. بازی تجارت به وسيله کامپيوتر ها اجرا ميشود و در اين بازی امتيازات بر اساس سنت و دلار ميباشد.اطلاعات مالی مطلوب مانند تجهيزات داخل هواپيما ميباشد، آنها شما را در ارتفاع، جهت و سرعت مناسب نگه ميدارند و بدون آنها شما پروازی کور و بدون کنترل خواهيد داشت که توانايی رساندن شما به مقصد را ندارد.اگر شما ميزان مخارج خود، خريدها و فروش را بدانيد شما ميتوانيد شرايط را کنترل کرده و تجارتتان را پرسودتر کنيد.

-آيا شما حرفه خود را برای ساده کردن امور روزانه و رويه های تجاری خود کامپيوتری کرده ايد؟

-آيا شما از پيش بينی فروش، برگه هزينه و گزارشات مالی بصورت اساسی منظم استفاده ميکنيد؟

-آيا شما مقدار هزينه های عملياتی خود را بصورت منظم ارزيابی ميکنيد؟

۶-پولتان را مديريت کنيد:

مهم نيست که فروشگاهتان جقدر منحصر به فرد باشد، اين مسئله مهم است که تجارت شما بدون جريانات نقدی باقی نخواهد ماند. پول خون حيات بخش در رگهای تجارت شماست. ورود و خروج پول از فروشگاه شما ﻳک جز اساسی از تجارت شماست که آن را از نظر مالی سلامت نگه ميدارد. جريانات نقدی ماهانه شما نشاندهنده مقدار پولی که در اول ماه داشتيد ميباشدو سپس نشان ميدهد که که چه مقدار وجه نقد از چه منابعی دريافت کرديد و به چه دلايلی آنها را خرج کرده ايد. اگر بودجه شما عاقلانه باشد و فاصله بين درآمد و هزينه های ماهانه را بدانيد، ديگر نميخواهد نگران بی پولی باشيد.

-نسبت مخارج کل ماهيانه و هزينه های عملياتی را زير نظر داشته باشيد.

-يک بودجه برای خود طرح ريزی کنيد و سياست خريد آزاد(Open to Buy) را برای حذف خريد های مازاد انجام دهيد.

-برای کاهش ريسک ناشی از خريدهای نامناسب، خريدهای خود را نزديک به فصل فروش انجام دهيد.

-از پذيرش اجناسی که نميتوانيد استفاده کنيد و يا بعد از تاريخ مقرر به دست شما ميرسد خودداری کنيد.

۷ -از تمرينهای مديريتی استفاده کنيد:

به عنوان صاحب فروشگاه شما يک مدير نيز هستيد. بدين معنی که شما بايد بدانيد چگونه تجارت خود را از بالا تا پايين راهبری کنيد. شما بايد تصميم گيری کنيد، خدمات به مشتريان را پيشنهاد دهيد، مديريت زمان و منابع کنيد و بهتر از تمام کارمندانتان بدانيد که چگونه تجارت و مال التجاره خود را رهبری کرده. برای کارمندان خود ارزش قايل شويد زيرا آنها با ارزش ترين دارايی شما هستند. به آنها آموزش دهيد و برای بهتر انجام دادن کارها به آنها اعتماد به نفس دهيد و مهارتهای لازم را آموزش داده. به کارمندانتان فرصت ترقی دهيد، بی طرفانه با آنها رفتار کنيد، به ميزانی که ارزش دارند به آنها حقوق پرداخت کنيد و در نتيجه آنها نيزبه موفق شدن تجارت شما کمک ميکنند.

- آيا شما کارمندان خود را برای خدمت و تعامل با مشتريان با اخلاق حرفه ای آموزش ميدهيد؟

- آيا شما برنامه ای برای پاداش دادن به کارمندان بخاطر تلاشهای اضافی آنها و نظريات مبتکرانه آنها داريد؟

- آيا شما به کارمندانتان اختيار گرفتن تصميمات مهم را ميدهيد حتی اگر باعث از دست دادن پول بشود؟



۸-چهره متمايزی از خود را در ذهن مردم گسترش دهيد:

تصور مردم از شما نکته مهمی است که از تمام جهات با حرفه شما در ارتباط است. اين ﻳک واقعيت است که در ذهن مشتريان شما در رابطه با نام فروشگاه، موقعيت، وضعيت ظاهری، ساختمان، چشم انداز، ورودی فروشگاه، طبقات، درها، کانترها، اتاقهای پرو، سروﻳسهای بهداشتی، محصولات، قيمتها، کالاهای در انظار، علامتها، ويترينها، کارتهای ويزيت، فاکتورها، روزنامه ها ،نوع تبليغات، خدمات مشتری و تمام مواردی که به شغل شما مربوط ميشود ، نقش بسته است. تصور مشتريان از شما هم ميتواند فرصت ساز و هم خراب کننده موقعيت برای شما باشد.

-آيا شما يک تجارت متمايز داريد و آيا قفسه های شما کاملا مناسب با کالاهايتان ميباشد در حاليکه رقبای شما چنين مزيتی ندارند؟

-آيا شما تفکرات و فرمولهای اثبات شده ديگر شرکتهای خرده فروشی موفق را بکار ميبريد؟

- آيا شما هر ساله فروشگاه خود را از لحاظ ظاهری و قابليت دسترسی مورد ارزيابی قرار ميدهيد؟

۹-موجودی خود را کنترل کنيد:

کاربرد موجودی شما در بوجود آوردن فروش ميباشد. تمام خرده فروشيها احتياج به مديريت موجودی خود دارند. اين پول شماست که در قفسه ها قرار ميگيرد و قسمت بزرگی از سرمايه گذاری تجاری شما را به نمايش در می اورد. خرده فروشان کوچک که تنها به قفسه هايشان نگاه ميکنند نميتوانند توازنی بين ميزان صحيح کالا و احتمالات تقاضای مشتری برقرار کنند. خريد و فروشهای اين خرده فروشان از فقدان اطلاعات مربوط به رنگ، سايز، تمايلات و اولويتهای مشتريان رنج ميبرد. بدون کنترل کافی، کاهش سرعت جايگزينی کالاامری عادی ميشود و کالاها دچار کهنگی و خرابی و هزينه بردار خواهند شد. آيا شما نسبت بين مقدار موجودی که داريد و ميزان مناسب هزينه های عملياتی را، بصورت منظم و اساسی ارزيابی ميکنيد؟ بطور کلی کنترل موجودی را ميتوان در موارد زير خلاصه کرد:

-مطابقت دادن موجودی انبار در دسترس با مقدار نياز مشتری

- کنترل سرمايه گذاری های روی موجودی

-حدااقل کردن تخفيفات و تنزلات قيمتی

- کنترل کردن کمبودها

- بهتر کردن پروسه خريداری

۱۰- خريداری و قيمت گذاری برای سود بيشتر:

برای درک کامل طبيعت و خصلت خرده فروشی، شخص ميبايست اين تصور را در خود ايجاد کند که قيمت واقعی مال التجاره او بيشتر از ارزش موقتی که مشتری حاضر به صرف آن برای کالاست، نيست.اکثر فروشگاه ها قيمتها را تا آخرين حد بالا ميبرند(Keystone markup) و آن را برای کالا و خدمات خود بکار ميبرند. آن چيزی که آنها ندارند استرتژی قيمت گذاری بر اساس محاسبه قيمت به صورت کالا به کالا برای کالاهای عادی، تبليغاتی و کالاهای تخفيفی ميباشد.برای افزايش فروش، خرده فروشان بايد بر روی کالاها، قيمت و تاثيرگذاری بوسيله جشنهای فروشگاهی متعدد، زرق و برق و تفريح ، تمرکز کنند. برای افزايش قدرت رقابت، در گردهمايی های تجاری شرکت کنيد، خريدهای گروهی انجام دهيد و بدنبال تخفيفات از کارخانه باشيد که به شما امکان خريداری کالا ارزانتر از قيمتهای عمده فروشی را بدهد. با اجرای قيمت گذاری هوشيارانه نو، ارزش بيشتری را برای مشتری قايل شده ايد و با اينکار شما ميتوانيد: مشتری بيشتری را جذب کنيد، ميزان معاملات فروش خود را بالا ببريد و به مشتريان خود فرصتهای بيشتری برای ديدار از فروشگاهتان بدهيد.

-آيا شما از طرق مختلف به تبليغ تجارت خود پرداخته ايد: پيشنهادات فروش، کالاهای جديد، قيمتهای جديد

-آيا شما کارآيی فروشندگان، افزايش فروش و درآمد حاصل از فروش آنها را محاسبه ميکنيد؟

-آيا شما از سيستمی که کالاهايی که بيشترين فروش را دارند رديابی کند، استفاده ميکنيد؟

-آيا شما برای افزايش فروش از طريق پيشنهاد قيمت بهتر، ارزش بيشتر و يا کالاهای جانبی تلاشی کرده ايد؟

۱۱- از حرفه ای ها ياد بگيريد:

برای کسب مهارت و حرفه ای شدن در تجارتتان احتياج به تجربه داريد.ابتدا بايد ياد بگيريد که چگونه،توسط چه کسی، چی، کجا، چه زمان، چقدر، و هر چند وقت يکبار به بازاريابی و تبليغات برای ترفيع سود آور تجارت خود بپردازيد. دوم اينکه خود را چگونه به سرعت با فراز و نشيب های فصلی چرخه سود در تجارتتان هماهنگ کنيد و آن را مديريت کنيد که شامل: موجودی، خريد اضافی، کاهش قيمت، درآمد، زمان بندی، تحويل کالا، هزينه ها و فروش های پروژه ای ميشود. اين پول شماست، پس با يک برنامه ريزی پيشرفته و پيروی از آن ، ميتوانيد از فروش بيشتر و سود بالاتر مطمئن شويد. يک رويکرد تيزهوشانه که کل تجارت شما و کارآيی مالی شما را به حداکثر ميرساند در حاليکه زمان، نيرو و ريسک را به حداقل ميرساند.

۱۲- کمک بخواهيد وقتی به آن احتياج داريد:

بخاطر داشته باشيد نتايج کار شما ميبايست قابل شمارش باشد!.پيشنهادات و کمکهای خارجی ، تلاشهای شما برای پروسه بزرگ بهينه سازی را منجر به اﻳجاد ﻳک شروع باجهش اساسی ميکند. برای درخواست کردن کمک غرور خود را کنار بگذاريد، همه ما گاهی به کمک احتياج داريم. منابع دارای صلاحيت از طريق دفاتر دولتی محلی و ساير شرکتهای حرفه ای در دسترس شما هستند. مهم اين است که تشخيص دهيم که کدام قسمت از چيزهايی را که نميدانيم منجر به هدر رفتن پولمان و صدمه زدن به موفقيت هايمان و کاهش شديد شانسمان برای دستيابی به اهداف تجاريمان ميشود. و مهمترين نکته اين است که با کمک گرفتن، تمام تجهيزاتی که نياز داريد را خواهيد داشت و به آسودگی خاطر شگفت انگيزی خواهيد رسيد.


باب نلسون(Bob Nelson) رييس شرکت Power Retailing يک شرکت مشاوره خرده فروشی در فونيکس آريزونا ميباشد. اين شرکت با خرده فروشان کوچک و متوسط برای بهبود استراتژی های بازاريابی و برنامه های تبليغاتی به منظور قدرتمند کردن سريع آنها در زمينه جريانات نقدی و موقعيت های مالی ، همکاری ميکند.
+ نوشته شده توسط سیوان احمدی در یکشنبه 27 آذر1384 و ساعت 10:2 |

اگر می خواهید گوساله را به داخل طویله هدایت کنید هم می توانید او را هل بدهید ( کار بیهوده )

 و هم می توانید آن را بکشید ( باز هم کار بیهوده ) یا هر دو کار را انجام دهید . بهترین راه این است

که هنگامی که گوساله را به تدریج به داخل طویله هدایت می کنید اجازه دهید انگشت شما را بمکد .

نتیجه اخلاقی : چوب دستی همیشه کارساز نیست . گاهی اوقات از هویج برای تحریک دیگران استفاده

کنید .

+ نوشته شده توسط سیوان احمدی در یکشنبه 27 آذر1384 و ساعت 9:47 |
این مقاله در روزنامه همشهری چاپ شده بود چون دیدم چیز به درد بخوریه خلاصش کردم امیدوارم که خوشتون بیاد :

 

نسل های مدیریت زمان

اولین نسل را می توان نوشته ها و صورت های موجودی دانست .

دومین نسل تقویم ها و دفترچه های قرار ملاقات است .

نسل سوم نقطه نظر های مهمی از قبیل اولویت بندی ، توصیف ارزش ها و مقایسه ارزشمندی نسبی فعالیت های مبتنی بر روابط آن ارزش ها را در بر می گیرد .

نسل چهارم که کاملا متفاوت است بر حفظ و حراست و خود جوشی زندگی تاکید دارد . این نسل می گوید که مشکل مدیریت زمان کیفیتی بیرونی نیست بلکه اداره اوضاع و شرایط خویش و توجه به خود است . به جای این که اشیا و زمان را مورد توجه قرار دهد به حفظ و گسترش روابط و تحقق نتایج می اندیشد . در واقع می کوشد تناسبی بین بازار و قابلیت تولید بر قرار کند .

 

ابعاد مدیریت زمان در بازار

این موضوع نتیجه نسل چهارم است .

دو معیار اصلی در تقسیم بندی زمان مد نظر است : فوریت و ضرورت .

فوریت به کارهایی که مستلزم توجه فوری است ربط دارد و ضرورت به نتایج کارها مربوط می شود .

چهار بهد برای مدیریت زمان در بازار وجود دارد :

۱ ) کارهای فوری و ضروری

۲ ) کارهای فوری و غیر ضروری

۳ ) کارهای غیر فوری و ضروری

۴ ) کارهای غیر فوری و غیر ضروری

 

زمان و وظایف مدیریت بازار

مدیریت بازار فرآیندی برای شناسایی و پیش بینی و ایجاد و تامین نیازها و خواست های مشتریان برای محصولات و خدمات است .

وظایف مدیریت بازار : شناسایی نیازهای بازار ، خرید ملزومات و تجهیزات ، فروختن محصولات و خدمات ، برنامه ریزی محصول و خدمت ، قیمت گذاری ، توزیع ، تحقیقات بازار ، تجزیه و تحلیل فرصت ها ، مسئولیت اجتماعی

 

مدیریت زمان به مفهوم تمرکز بر کارهای اصلی است .

+ نوشته شده توسط سیوان احمدی در یکشنبه 27 آذر1384 و ساعت 9:46 |