تبليغاتX
وبلاگ انجمن حسابداری

سلام دوستان به وبلاگ انجمن حسابداری خوش آمدید شما می توانید مطلب مورد نظر خود را در آرشیو موضوعی وبلاگ بیابید هر سوالی که داشتید برام بفرستید امید وارم از دیدن وبلاگ لذت ببرید

بخش اول – حسابداري مؤسسات خدماتي


فصل اول –آشنایی با حسابداری

فصل دوم –معادله حسابداری

فصل سوم –تجزيه و تحليل و ثبت رويدادهاي مالي

فصل چهارم: ثبت رويدادهاي مالي در مدارك و دفاتر حسابداري

فصل پنجم: سرمايه گذاري مجدد و برداشت – اصلاح حساب ها

بخش دوم – حسابداري مؤسسات بازرگاني


فصل ششم – حسابداري خريد و فروش

فصل هفتم – تنظيم صورت هاي مالي و بستن حساب ها:

فصل هشتمروشهاي ارزيابي موجودي كالا

+ نوشته شده توسط سیوان احمدی در یکشنبه 9 بهمن1384 و ساعت 0:13 |
معلم پای تخته داد می زد
 صورتش از خشم گلگون بود ...
      
 و دستانش به زیر پوششی از گرد ...
 پنهان بود ....
  
  ........ ولی آخر کلاسی ها 
 لواشک بین خود تقسیم می کردند ....
 وان یک ... گوشه ای دیگر
 « جوانان » را ورق می زد .......
  
 برای آنکه بیخود ...های و هو
 می کرد و ..... با آن شور بی پایان
 تساوی های جبری را نشان می
 داد ......
              
 با خطی خوانا به روی تخته ای کز
 ظلمتی تاریک
 غمگین بود
 تساوی را چنین بنوشت :
 « یک با یک برابر هست ...»
  
 از میان ِ جمع شاگردان یکی برخاست ،
 همیشه یک نفربايد بپاخیزد
 به آرامی سخن سر داد :
          
 تساوی اشتباهی فاحش ومحض است ...
  
 معلم
 مات بر جا ماند .
    
 و او پرسید :
    
 اگر یک فرد انسان واحد یک بود ....
 آیا باز ......... یک با یک برابر
 بود ؟
 
 
 سکوت مدهشی بود و ... سوالی سخت .... !!
  
 معلم خشمگین فریاد زد :
 آری برابر بود .
          
 و او با پوزخندی گفت :
 اگر یک فرد انسان واحد یک بود
 آنکه زور و زر به دامن داشت
 بالا بود ...
 وانکه
 قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت
 پایین بود ... !؟؟
  
 اگر یک فرد انسان واحد یک بود
 آنکه صورت نقره گون ،
 چون قرص مه می داشت
 بالا بود ....
 وان سیه چرده که می نالید
 پایین بود ... !؟
  
 اگر یک فرد انسان واحد یک بود .....
 این تساوی زیر و رو می شد !!!
    
 حال می پرسم :
 یک اگر با یک برابر بود ...
      
 نان و مال مفت خواران
 از کجا آماده می گردید ؟
  
 یا چه کس دیوار چین ها را بنا
 می کرد ........؟
  
 یک اگر با یک برابر بود ...!
 پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد ؟
 یا که زیر ضربت شلاق له می گشت ؟
        
 یک اگر با یک برابر بود .....
 پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد ؟
  
 معلم ناله آسا گفت :
 بچه ها در جزوه های خویش
 بنویسید :
   
               یک با یک برابر ....
 نیست .........
 
+ نوشته شده توسط هیمن امینی در شنبه 8 بهمن1384 و ساعت 12:35 |