تبليغاتX
وبلاگ انجمن حسابداری

سلام دوستان به وبلاگ انجمن حسابداری خوش آمدید شما می توانید مطلب مورد نظر خود را در آرشیو موضوعی وبلاگ بیابید هر سوالی که داشتید برام بفرستید امید وارم از دیدن وبلاگ لذت ببرید

هیچ راه  میان بری وجود ندارد.

هیچ چیز ارزان بدست نمی آید.

وهمیشه بهترین راه دشوار دشوارترین راه است !

 

 **********

 

بزرگترین راه ها با کوچکترین گامها آغاز شده و سخت ترین گام اولین گام است !

 

 **********

زندگی یعنی  ,تکاپو .

زندگی یعنی ,هیاهو .

زندگی یعنی ,شب نو, روز نو, اندیشه نو .

زندگی یعنی ,غم نو, حسرت نو , پیشه نو .

زندگی بایست سر شار از تکان و تازگی باشد .

زندگی بایست در پیچ و خم راهش زالوان حوادث رنگ بپذیرد .

زندگی باید یک دم , یک نفس حتی ز جنبش وانماند ,

گر چه جنبش برای مقصدی بیهوده باشد .

زندگی همچو آب است .

آب اگر راکد بماند چهره اش افسرده خواهد گشت

و بوی گند می گیرد .

در هلال آبگیرش غنچه لبخند می میرد ...

 

*********** 

 

و به عنوان مطلب آخر  :

ناکامی یعنی تاخیر نه شکست ! مسیر انحرافی موقت است ,نه کوچه بن بست !

+ نوشته شده توسط سیوان احمدی در چهارشنبه 28 دی1384 و ساعت 16:8 |
 برای گوش دادن آهنگ روی اسم خواننده کلیک کنید

آلبوم شهاب تیام(one)

 آلبوم شادمهر عقیلی(popcorn)

 آلبوم سیاوش قمیشی(روز های بی خاطره)

 آلبوم جدید رضا صادقی(نرو)

 آلبوم جدید محسن چاووشی(خود کشی ممنوع)

آلبوم جدید محمد اصفهانی(برکت)

 

 

+ نوشته شده توسط سیوان احمدی در دوشنبه 26 دی1384 و ساعت 12:46 |

در سال 1956، نيكيتا خروشچف مرد شماره يك اتحاد جماهير شوروي، رجز معروف خود را بر زبان آورد و گفت : «ما شما را دفن خواهيم كرد». وي مي‌خواست بگويد در سال‌هاي آينده، كمونيسم ازنظر اقتصادي، سرمايه‌داري را پشت سر خواهد گذاشت. اين رجزخواني، تهديد غلبه نظامي را نيز دربرداشت و در سرتاسر جهان بازتاب يافت.

ولي در آن زمان حتي در ذهن عده اي انگشت شمار نيز نمي‌گنجيد كه انقلابي در نظام توليد ثروت در غرب بتواند موازنه نظامي جهان - و خود جنگ -  را دگرگون سازد.

آنچه خروشچف (و بيشتر آمريكاييان) نمي‌دانستند، اين بود كه سال 1956 نخستين سالي نيز بود كه در آمريكا شمار كارمندان و كاركنان شاغل در بخش خدمات از شمار كارگران كارخانه‌اي فراتر رفت. اين نخستين نشانه اِمحاء اقتصاد دودكشي موج دومي، و ظهور اقتصاد جديد موج سومي بود.

براي درك تحولات خارق العاده‌اي كه از آن پس رخ داده است، و براي پيش بيني تحولات به مراتب شگفت انگيزتري كه در پيش داريم، لازم است ويژگي‌هاي مهم اقتصاد نوين موج سومي را ازنظر بگذرانيم. آنچه ذيلاً مي آيد نه تنها رموز سوددهي و رقابت جهاني را نشان مي دهد، بلكه كليدي است براي ورود به اقتصاد سياسي قرن بيست و يكم.

 

1. عوامل توليد

زمين و نيروي كار و موادخام و سرمايه، «عوامل اصلي توليد» در اقتصاد موج دومي گذشته بودند و حال آنكه اكنون منابع اساسي اقتصاد موج سومي، دانايي است كه در اينجا به معني وسيع خود شامل داده ها و اطلاعات، تصاو‌ير ذهني و نمادها، و فرهنگ و ايدئولوژي و ارزش‌هاست.

داشتن داده ها و اطلاعات يا دانايي مناسب، كاهش تمام نهاده‌هايي را كه در توليد ثروت به كار مي‌روند، ممكن مي‌سازد. اما مفهوم دانايي به عنوان «جانشين نهايي»، هنوز براي خيلي‌ها قابل هضم نيست. غالب اقتصاددانان و حسابداران هنوز با اين ايده مشكل دارند؛ زيرا كميت بخشيدن به دانايي كار ساده اي نيست. آنچه اقتصاد موج سومي را واقعاً انقلابي مي سازد، اين واقعيت است كه زمين و نيروي كار و موادخام و شايد حتي سرمايه را مي‌توان منابعي محدود تلقي كرد؛ ولي دانايي ازهمه لحاظ پايان ناپذير است. برخلاف كوره‌ي ذوب يا خط توليد، دو شركت در آن واحد مي‌توانند از دانايي استفاده كنند و آن را براي توليد دانايي بيشتر به كار گيرند.

 

2. ارزشهاي ناملموس

ارزش شركت موج دومي را مي‌توان براساس دارايي‌هاي ملموسي چون ساختمان و ماشين آلات و سهام و موجودي انبار سنجيد. و حال آنكه ارزش بنگاه‌هاي موفق موج سومي، بيش از پيش در توانايي آنها در كسب و ايجاد و توزيع و به‌كارگيري دانايي، خواه به صورت استراتژيك و خواه به صورت عملياتي نهفته است.

ارزش واقعي شركت‌هايي چون كامپك يا كداك، هيتاچي يا زيمنس، بيشتر به ايده‌ها و بصيرت‌ها و اطلاعاتي است كه در مغز كاركنان آن‌ها جاي دارد؛ ونيز متكي به بانك‌هاي اطلاعاتي و حق امتياز اختراعاتي است كه اين شركت‌ها دراختيار دارند، نه به تعداد كاميون‌ها و خطوط توليد و ديگر دارايي‌هاي ظاهريشان. بدين ترتيب خود سرمايه نيز بيش از پيش بر عوامل ناملموس مبتني شده است.

 

3. انبوه زدايي

درهمان حال كه بنگاه‌ها سيستم‌هاي «اطلاعات بر» و اغلب «روباتي» توليد را نصب مي‌كنند كه قادر به ساخت انواع بي پاياني از محصولات ارزان و حتي سفارشي است، توليدانبوه كه خصلت شاخص اقتصاد موج دومي بود، منسوخ و منسوخ‌تر مي‌شود. و درواقع نتيجه‌ي انقلابي اين تحول، انبوه‌زدايي توليدانبوه است.

چرخش به سمت تكنولوژي‌هاي انعطاف‌پذيرِ هوشمند، تنوع و گوناگوني را اشاعه مي دهد و دامنه‌ي انتخاب مصرف كننده را تا آنجا مي‌گستراند كه فروشگاه وال-مارت (Wal-Mart) مي‌تواند 110هزار قلم محصول درانواع و اندازه‌ها و رنگ‌هاي مختلف جهت انتخاب ارائه دهد.

وال-مارت درمقياس انبوه تجارت ميكند. ولي بازار انبوه نيز خود هرچه بيشتر و بيشتر به بازارهاي مناسب و متعادل تجزيه مي شود و درآن حال نيازهاي مشتريان تنوع مي‌يابد و دسترسي به اطلاعات بهتر به مؤسسات تجاري اين امكان را مي‌دهد كه بازارهاي خود را شناسايي كنند و درخدمت تأمين نيازهاي خرده بازارها (micro-markets) قرار گيرند. مغازه‌هاي اجناس تخصصي، بوتيك‌ها، فروشگاه‌هاي بزرگ، سيستم‌هاي ماهواره‌اي خريد از خانه، خريد كامپيوتري، خريد پستي مستقيم و ديگر سيستم‌ها، مجاري روزافزوني را ارائه مي‌دهد كه از طريق آن‌ها توزيع‌‌كنندگان مي‌توانند اجناس خود را در بازاري هرچه انبوه زدايي شده‌تر به مشتريانشان عرضه كنند. در اواخر دهه 1960 كه كتاب شوك آينده را مي‌نوشتيم، بازاريابان دورانديش به بحث و گفتگو درباره ي «بخش بندي بازار» پرداخته بودند. امروز آنان به جاي توجه به «بخش‌ها»، توجه خود را بر «ذرات» متمركز كرده اند؛ يعني واحدهاي خانوادگي و افراد.

درهمين حال تبليغات، بخش هاي هرچه كوچكتري از بازار را هدف مي گيرد و به اين بخش‌ها از طريق رسانه‌هايي دسترسي مي يابد كه هرچه بيشتر انبوه زدايي شده اند. بحران شبكه‌هاي تلويزيوني CBS و NBC و ABC –كه روزگاري شبكه‌هاي عظيمي محسوب مي شدند– زماني روي مي‌دهد كه شركت مخابرات دِنـور(Tele-Communications Inc. of Denver) آغاز فعاليت شبكه فيبر نوري را اعلام مي‌كند كه مي‌تواند 500 كانال تلويزيوني دوسويه (interactive) دراختيار بينندگان خود بگذارد. اين بحران بر تجزيه شگفت انگيز مخاطبان انبوه، خط تأكيد مي‌گذارد. درچنين سيستم‌هايي فروشندگان مي‌توانند خريداران را با دقت بيشتري هدف قرار دهند. انبوه زدايي همزمان توليد و توزيع و ارتباطات ، اقتصاد را نيز دچار انقلاب مي كند و آن را از همگوني، به سمت ناهمگونيِ بي‌اندازه سوق مي‌دهد.

 

4. كار

ماهيت كار نيز دگرگون شده‌است. «موج دوم» را كار كم‌تخصص و دراصل تعويض‌پذير عضلاني پيش مي‌برد. آموزش و پرورش انبوه به سبك كارخانه‌اي كارگران را براي كار يكنواخت و تكراري آماده مي‌ساخت. به عكس، «موج سوم» با افزايش شديد نياز به مهارت، كار هرچه تعويض‌ناپذيرتر را به همراه مي‌آورد.

نيروي عضلاني اساساً قابل جايگزيني‌ست. بدين ترتيب كه اگر كارگري كم‌مهارت استعفا كند يا اخراج شود، به سرعت مي‌توان با هزينه‌اي اندك، فرد ديگري را به جاي او گماشت. به عكس، با بالا رفتن سطح مهارت‌هاي مورد نياز اقتصاد موج سومي، يافتن شخصي مناسب كه مهارت‌هاي موردنياز را داشته باشد، دشوارتر و گرانتر مي‌شود.

سرايداري كه از يك سازمان بزرگ دفاعي اخراج مي‌شود، هرچند ممكن است با بسياري از كارگران عضلاني بيكار مجبور به رقابت شود، ولي مي‌تواند در يك مدرسه يا شركت بيمه سرايداري كند. اما مهندس الكترونيكي كه سالها وقت خود را صرف ساخت ماهواره كرده است، الزاماً فاقد مهارت‌هاي موردنياز بنگاهي‌ست كه كارش مهندسي محيط زيست است. متخصص بيماري‌هاي زنان هم از عهده‌ي جراحي مغز برنمي‌آيد. افزايش تخصص و تغييرات سريع در مهارت‌هاي مورد نياز، از تعويض پذيري كار مي‌كاهد.

با پيشرفت امور اقتصادي، تحول ديگري در نسبت كار «مستقيم» به كار «غير مستقيم» به چشم مي‌خورد. در اصطلاح سنتي كارگران مستقيم يا «مولد» كساني هستند كه در داخل كارخانه واقعاً به ساختن محصول مشغولند و ارزش افزوده توليد مي‌كنند. درحالي‌كه ديگران «غيرمولد» توصيف مي‌شوند زيرا فقط نقشي «غيرمستقيم» دارند.

امروزه، با كاهش نسبت كارگران توليد كارخانه‌اي، به كارمندان و كاركنان فني و حرفه‌اي، حتي درداخل كارخانه، اين تمايزات رنگ مي‌بازد. ارزشي كه نيروي كار غيرمستقيم توليد مي‌كند، اگر بيشتر از نيروي كار مستقيم نباشد، از آن كمتر نيست.

 

5.نوآوري

با كمر راست كردن اقتصاد ژاپن و اروپا از عوارض جنگ جهاني دوم، بنگاه هاي آمريكايي با رگبار رقابتهاي شديد مواجه هستند. رقابت نيازمند نوآوري مستمر است؛ يعني ايده‌هايي تازه براي محصولات و تكنولوژي‌ها و فرآيندها و بازاريابي و امور مالي. هرماه حدود هزار محصول جديد وارد سوپرماركت‌هاي اروپا مي‌شود. هنوز مدل 386 كامپيوتر به طور كامل جايگزين مدل 486 آن نشده، ولي تراشه 586 در راه است. بدين ترتيب بنگاه‌هاي زيرك، كاركنان خود را تشويق مي‌كنند تا ابتكار عمل را به دست داشته باشند و ايده‌هاي تازه ارائه دهند و حتي درصورت لزوم، «مقررات را نقض كنند».

 

 

6. مقياس

واحدهاي كاري كوچك مي‌شوند. مقياس‌هاي عملياتي به موازات بسياري از محصولات، مينياتوري شده‌است. شمار گسترده‌ي كارگراني كه به كار عضلاني مشابه مشغول بوده‌اند، جاي خود را به تيمهاي كاري كوچك تخصصي داده‌است. بنگاه‌هاي تجاري بزرگ كوچكتر مي‌شوند و شمار بنگاه‌هاي تجاري كوچك چندبرابر مي‌گردد. آي‌بي‌ام با 370هزار كارگر و كارمند، ازجانب سازندگان كوچك سراسر جهان، تا سرحد مرگ لطمه مي‌بيند و براي سرپا نگه‌داشتن خود، بسياري از كاركنانش را اخراج، و خود را به 13 واحد تجاري مختلف -يعني كوچكتر- تجزيه  مي‌كند.

درنظام موج سومي، مضاراقتصاديِ (diseconomy) حاصل از پيچيدگي، بر صرفه‌جويي‌هاي حاصل از مقياس مي‌چربد. هرقدر بنگاهي پيچيده تر شود، دست چپش كمتر مي‌تواند از دست راستش باخبر باشد. ريخت و پاش بيشتر مي‌شود. مشكلاتي بروز مي‌كند كه مي‌تواند بر هر مزيتي كه تصور مي‌شود بچربد. ايده‌ي قديمي «بزرگتر الزاماً بهتر است»، هرچه بيشتر منسوخ و منسوخ‌تر مي‌شود.

 

7.سازماندهي

شركت‌ها درتلاش براي انطباق با دگرگوني‌هاي بسيار سريع، درجهت تغيير ساختار تشكيلات اداري موج دومي خود، با يكديگر به مسابقه برخاسته‌اند. شركت‌هاي عصر صنعت معمولاً نمودارهاي سازماني مشابهي داشتند كه هرمي و يكپارچه و ديوانسالار بود. ولي بازارها و تكنولوژي‌ها و نيازهاي مصرف‌كنندگان امروزي، آنقدر سريع تغيير مي‌كنند و چنان فشارهاي سنگيني را بر سازمان‌ها تحميل مي‌نمايد، كه هم‌شكلي سازماني در شرف اضمحلال است. جستجو براي يافتن شكل‌هاي كاملاً جديد سازماندهي همچنان ادامه دارد. براي مثال، «بازمهندسي كردن» (re-engineering)، واژه‌ي دشوار اخير مديريت، را بايد نام برد كه سعي دارد ساختار بنگاه را حول محور فرآيندها و نه بازارها يا تخصص‌هاي دشوار، از نو طراحي كند.

ساختارهاي بالنسبه استاندارد شده، راه را براي سازمان‌هاي ماتريسي، تيم‌هاي پروژه‌ي ويژه و مراكز سودآوري، و نيز انواع روزافزوني ازائتلاف‌هاي استراتژيك و سرمايه‌گزاري‌هاي مشترك و كنسرسيوم‌ها هموار مي‌سازد؛ كه بسياري از اين‌ها از مرزهاي ملي فراتر مي‌روند. و چون بازارها همواره در تغييرند، اهميت استقرار كمتر از انعطاف‌پذيري و قابليت مانور است.

 

8.انسجام سيستم‌ها

پيچيدگي روزافزون اقتصاد، انسجام پيشرفته‌تر و مديريت عالمانه‌تري را طلب مي‌كند. شركت موادغذايي نابيسكو روزانه براي صدهاهزار محصول مختلفي كه از 49 كارخانه و 13 مركز توزيع حمل مي‌شود، بايد پانصد سفارش را انجام دهد و درهمان حال 30هزار معامله با مشتريان براي افزايش فروش را درنظر بگيرد؛ كه همه‌ي اين‌ها چندان هم غيرعادي نيست.

اداره‌ي چنين روند پيچيده‌اي مستلزم شكل‌هاي تازه‌ي رهبري و انسجام سراسري فوق‌العاده  بالايي‌ست كه آن نيز به نوبه‌ي خود مستلزم حجم‌هاي هرچه عظيم‌تري از اطلاعات است كه بايد در سرتاسر سازمان جريان داشته باشد.

 

9.زيرساخت

براي آنكه همه چيز منسجم و يكپارچه باشد، يعني براي رديابي همه‌ي محصولات و قطعات، همزمان‌سازي تحويل‌ها، مطلع نگه‌داشتن مهندسان و بازاريابان از برنامه‌هاي يكديگر، آگاه كردن افراد بخش‌هاي تحقيق و توسعه از نيازهاي ساخت، و مهم‌تر از همه ارائه‌ي تصويري منسجم از ماوقع به مديريت، ميلياردها دلار صرف شبكه‌هاي الكترونيكي شده‌است كه كامپيوترها ‌و پايگاه‌هاي داده و ديگر تكنولوژي‌هاي اطلاعاتي را به هم متصل مي‌كند.

اين ساختار وسيع اطلاعات الكترونيكي غالباً ماهواره‌اي است و تمامي شركت‌ها را به هم پيوند مي‌دهد و بسياري از آنها را به كامپيوترها و شبكه‌هاي فروشندگان و مشتريان نيز وصل مي‌كند. شبكه‌هاي ديگري هم هستند كه شبكه‌ها را به هم متصل مي‌كنند. ژاپن 250ميليارد دلار براي توسعه‌ي شبكه‌هاي بهتر و سريعتر طي 25سال آينده، تخصيص داده‌است. كاخ سفيد اكنون مشغول ترويج برنامه‌ي جنجالي خود براي يك «ابربزرگراه اطلاعاتي» است. درباره اين برنامه يا استعاره هر نظري داشته باشيم، يك چيز روشن است و آن اينكه : اينگونه گذرگاه‌هاي الكترونيكي، زيرساخت اصلي اقتصاد موج سومي را تشكيل مي‌دهند.

 

10. شتاب

همه‌ي اين تحولات، آهنگ عمليات و دادوستدها را هرچه پرشتابتر مي‌كند. صرفه‌جويي‌هاي حاصل از سرعت، جاي صرفه‌جويي‌هاي حاصل از مقياس را مي‌گيرد. رقابت آنقدر شديد و سرعت‌هاي موردنظر آنقدر بالاست كه ضرب‌المثل قديمي «وقت طلاست»، بيش از پيش در اين اصل امروزين تجلي يافته : «هرمقطع زماني بيش از مقطع زماني قبلي ارزش دارد».

ارزش زمان كه درتحويل «درستْ به موقع» (just in time) و فشار براي كاهش «تصميم‌هاي جاري» (decisions in process) بازتاب يافته‌است، به عاملي حياتي تبديل مي‌شود. مهندسي كُند و زنجيره‌اي و گام‌به‌گام، جاي خود را به «مهندسي همزمان» (simultaneous engineering) مي‌دهد و شركت‌ها به «رقابت مبتني بر زمان» برمي‌خيزند. دو‌ وِ‌ين پيترسون  يكي از مديران ارشد مؤسسه‌ي مِريل لينچ ، براي توصيف فوريت جديد مي‌گويد : «پول با سرعت نور حركت مي‌كند؛ اطلاعات بايد ازآن هم سريعتر باشد». بدين ترتيب است كه شتاب، كسب و كار موج سومي را هرچه بيشتر به سمت «زمان واقعي» سوق مي‌دهد.

***********

درمجموع اين ده ويژگي اقتصاد موج سومي، دركنار چيزهايي ديگر، منجر به تحولي عظيم در شيوه‌ي توليد ثروت مي‌شود. تغيير مسير ايالات متحد و ژاپن و اروپا به اين نظام نوين، هرچند هنوز كامل نيست، ولي نشان‌دهنده‌ي مهم‌ترين تحولي است كه از زمان گسترش كارخانه‌هاي حاصل از انقلاب صنعتي تا به امروز، در اقتصاد جهاني روي داده است.

اين دگرگوني تاريخي كه در اوايل تا اواسط دهه‌ي 1970 سرعت گرفت، تا دهه‌ي 1990 بالنسبه خوب پيشرفت كرده‌بود. ولي متأسفانه بخش اعظم تفكر اقتصادي آمريكا نتوانست خود را به آن برساند.

 

برگرفته از  به سوي تمدن جديد – الوين تافلر

 

+ نوشته شده توسط سیوان احمدی در یکشنبه 25 دی1384 و ساعت 22:22 |

الف-تجارت الكترونيك
بسياری از اقتصاددانان, متخصصان و آينده نگرها بر اين عقيده‌اند كه در سالهای اخير انقلابی مشابه انقلاب صنعتی به وقوع پيوسته است كه جهان را وارد ” عصر اطلاعات“ ساخته است و بسياری از جنبه‌های اقتصادی,‌ اجتماعی و فرهنگی حيات بشر را دستخوش تحولی عميق نموده است. يكی از ابعاد اين تحول, تغييرات عميقی است كه در روابط اقتصادی بين افراد, شركتها و دولتها به وجود آمده است. مبادلات تجاری بين افراد با يكديگر, شركتها با يكديگر و افراد با شركتها و دولتها به سرعت از حالت سنتی خود كه عمدتا مبتنی بر مبادله بر منبای اسناد و مدارك كاغذی است خارج شده و به سوی انجام مبادلات از طريق بهره گيری از سيستم های مبتنی بر اطلاعات الكترونيكی در حركت است.

تجارت الكترونيكی,‌به دليل سرعت, كارايی,‌ كاهش هزينه ها و بهره برداری از فرصتهای زودگذر عرصه جديدی را در رقابت گشوده است تا آنجا كه گفته می‌شود عقب افتادن از اين سير تحول نتيجه‌ای جز منزوی شدن در عرصه اقتصاد جهانی نخواهد داشت.

    تجارت الكترونيكی چيست؟

برای تجارت الكترونيكی تعاريف مختلفی ارايه شده است كه اغلب آنها مبتنی بر تجارب گذشته در استفاده از تجارت الكترونيكی بوده است. در ساده ترين شكل, می‌توان آن را به صورت ”انجام مبادلات تجاری در يك قالب الكترونيكی“‌ تعريف نمودم كميسيون اروپايی در سال 1997 آن را به شكل زير تعريف نموده است:

” تجارت الكترونيكی بر پردازش و انتقال الكترونيكی داده‌ها, شامل متن, صدا و تصوير مبتنی می‌باشد. تجارت الكترونيكی فعاليتهای گوناگونی از قبيل مبادله الكترونيكی كالاها و خدمات,‌ تحويل فوری مطالب ديجيتال, انتقال الكترونيكی وجوه, مبادله الكترونيكی سهام, بارنامه الكترونيكی, طرحهای تجاری, طراحی و مهندسی مشترك, منبع يابی, خريدهای دولتی, بازاريابی مستقيم و خدمات بعد از فروش را در بر می‌گيرد.

وزارت صنايع و تجارت بين المللی ژاپن گفته است:

” تجارت الكترونيكی كه تا چندی قبل به تعداد معينی از شركتها محدود می‌گرديد در حال ورود به عصر جديدی است كه در آن تعداد زيادی از اشخاص گمنام مصرف كنندگان در شبكه حضور دارند. به علاوه, محتوای آن از حيطه مبادله داده‌های مربوط به سفارش دادن يا قبول سفارش فراتر رفته و فعاليتهای عمومی تجاری از قبيل تبليغات, آگهی, مذاكرات,‌ قراردادها و تسويه حسابها را نيز در بر گرفته است“.
از مجموعه تعاريف ارايه شده می‌توان نتيجه گيری نمود كه زمينه‌های كاربرد تجارت الكترونيكی بسيار گسترده تر از مبادله كالا, خدمات و وجوه است و در تعريف آن و تبيين سياستهای مورد نظر بايد علاوه بر كاربردهای بالفعل به كاربردهای بالقوه آن نيز تجوه داشت(۱)

...فناوری اطلاعات با پيشرفت‏های اخير خود جامعه‌ای مجازی با آثار كاملاً واقعی به وجود آورده  كه  تأثير زيادی بر زندگی انسان‏ها داشته است. جامعه‌ای با قواعد مشترك كه نوعی يكسانی يا به عبارتی همگرايی در مسائل و قواعد مبتلابه را موجب شده است. بی‌جهت نيست كه   نويسندگان مايلند پيشرفت‌های اخير را با آغاز عصر صنعت (فناوری اطلاعات) و خطوط راه‌آهن (فناوری تبادلاطلاعات) مقايسه كنند چون آثار و تبعات اختراعات جديد كمتر از ماشين بخار و راه‌آهن نيست

برخورداری شئونات جامعه متاثر از فناوری اطلاعاتی پيشرفته تنها بسنده به امور بهداشتی، حمل و نقل، تبادل اطلاعات علمی، سيستم‏های اداری و ... نبوده بلكه اقتصاد و تجارت را تحت‏الشعاع قرار داده و نحوه تجارت جديدی را به وجود آورده كه از تجارت مرسوم فاصله گرفته است.

 اين فاصله ظهور در نوع عمليات تجاری، قواعد حاكم، مؤسسات لازم و فراگردها دارد. اگر تجارت مرسوم وابسته و مبتنی بر كاغذ است, تجارت الكترونيكی مبتنی بر اطلاعات و جريان اطلاعات است...(۱)
  ب- مارکتینگ

مارکتینگ یعنی چه ؟

در ایران مفهوم مارکتینگ را بازاریابی ترجمه می کنند اما این ترجمه درست نیست ، چرا که مارکتینیگ فعالیت های مختلفی مثل بازارگردانی ، تحقیقات بازار و فعالیت های دیگر را نیز در بر می گیرد ، در حالی که بازاریابی ، بیشتر به معنای یافتن بازار است که با مارکتینگ تفاوت دارد . به همین دلیل ، ما مفهوم مارکتینگ را ترجمه نمی کنیم و همین واژه را به کار خواهیم برد.

مارکتینگ یک فرآیند مدیریتی است که هدف آن ، از یک سو تامین نیاز مشتریان یک سازمان ، و از سوی دیگر ، تامین سود برای آن سازمان است . در این تعریف دو نکته مطرح شده است :
  * نکته اول : جلب رضایت مشتریان .

 * نکته دوم ، سودآوری است .

بدیهی است که در این تعریف ، جلب رضایت مشتریان از اهمیت بیشتری برخوردار است .

  مارکتینگ در مورد تمام مفاهیم ارائه شده در این تعریف بحث می کند و تحقیق این مفاهیم نیز مستلزم داشتن اطلاعات است . در اینجا به نقل از یکی از استادان مارکتینگ می پردازم که در این زمینه گفته است.

مارکتینگ یک فعالیت انسانی برای تامین نیازهای انسان هاست که از طیق یک فرآیند تبادلی انجام می شود . البته این تعریف در سال 1980 ارائه شده است و همان استاد در سال 2001 در تعریف مارکتینگ گفته است : " مارکتینگ یک فعالیت مثبت اجتماعی است که از طریق آن، افراد يا گروه ها با خلق پیشنهاد و تبادل محصول و  خدمات ارزشمند ، به خواستهای خود دست می یابند.

وی در ادامه خاطر نشان ساخت به هرحال ، پرسشی که در مارکتینگ مطرح است این است که : مشتریان بالقوه یا بالفعل ما چه کسانی هستند و چه نيازهایی دارند ؟ پرسش مهم بعدی این است که نیازهای آینده آنان چه خواهد بود ؟ تا برای تامين نيازهای آينده  مشتریان بالقوه و بالفعل برنامه ریزی کنيم

مارکتینگ :یک رابطه مستقیم دو طرفه بین مشتری و تولید کننده به منظور کسب سود و سود رسانی.

باید خاطر نشان کرد که در مارکتینگ هم تولید کننده سود خواهد برد و هم مصرف کننده ، چرا که در مارکتینگ ، تولید کننده نیازی به تبلیغ محصول تولیدی خود ندارد و از طریق مشتریان (اعضاء) خود به معرفی محصول می پردازد ، بدین طریق سود خود را با آنان تقسیم می کند و آنان را نیز به سود می رساند .

 عامل موثر خرید :

آیا مشتری باید بخرد؟ دلایل خرید مشتری چیست ؟

بدیهی است که مشتری باید به دنبال ارزش باشد . این ارزش ، لزوما و همیشه به معنای قیمت کمتر نیست.

برخورد مناسب با مشتری، ارائه اطلاعات کافی و مناسب به شیوه ای موثر در زمان و مکان مناسب و فعالیت های دیگری که برای مشتری ارزشمند است . همه موارد فوق در این مساله ( یعنی خرید مشتری ) دخالت دارند .

اشاره مستقیم به سود ، یعنی یکی از مهمترین و ارزشمند ترین موارد برای مشتری ، چرا که مارکتینگ باید برای مشتری سود آور باشد . در نتیجه اگر سود آوری به باور مشتری نرسد ، بی فایده خواهد بود .

 برای این کار ما باید بتوانیم برنامه درستی تدوین کنیم .

باید بدانیم کجا هستیم و چه می خواهیم بشویم ؟

استراتژی ما چیست ؟

با چه روشی می توانیم اطمینان کنیم که روش ما درست است ؟

و روش کنترل ما چه خواهد بود ؟

 خرید و فروش تنها به کالا منحصر نمی شود

هنگامی که از خرید و فروش سخن گفته می شود . معمولا تصور می شود که محصول مود معامله صرفا کالا با خدمات است . در حالیکه حتی افکار و عقاید نیز ، در واقع مورد معامله قرار می گیرد .

بعنوان مثال : یک سخنران در جریان سخنرانی ، در واقع اطلاعات خور را به شنوندگان خود عرضه می کند ، در نتیجه شنوندگان وی خریداران اطلاعات وی هستند . این واقعیت در یک ضرب المثل ایرانی به خوبی بیان شده است که می گوید : فلان کس ، حرفش خریدار ندارد .

معنای این ضرب المثل این است که وقتی حرف کسی خریدار داشته باشد ، در طرف دیگر معامله نیز یک فروشنده وجود دارد .

اکنون ، پس از مدتها انتظار تحولاتی در شرف وقوع است چرا که برای رسیدن به نتیجه نهایی گامی بیش نمانده است . دیگر می بایست باور داشت که تاخود نخواهیم ، نخواهد شد . به خود و اطرافیان خود بیاندیشیم که اندیشه ما از آن ماست .(۲)
  ج- بازاريابى شبكه
آقای محمد رضا قديمی کارشناس تجارت الکترونيک( روزنامه شرق ۲۴/۵/۸۴ )
•بازاريابى شبكه اى را چگونه تعريف مى كنيد و اين بازاريابى داراى چه ويژگى هايى است؟
براى اينكه با بازاريابى شبكه اى آشنا شويم ضرورى است ابتدا اشاره اى به سيستم هاى سنتى داشته باشيم. در يك سيستم سنتى، معمولاً توليدكنندگان كالاى خود را به عمده  فروشان عرضه مى كنند و  عمده فروشان آن را به خرده فروشان و آنها نيز آن را به مصرف كنندگان نهايى مى فروشند. در اين ميان سهم عمده اى از قيمت كالا و خدمات پرداخت شده توسط مشترى نهايى، نصيب واسطه ها مى شود. اما اگر يك توليدكننده، بتواند مستقيماً كالا يا خدمات خود را به مصرف كننده نهايى برساند، قطعاً مى تواند كالاى خود را با قيمت پائين تر به فروش برساند. به همين دليل بسيارى از شركت ها به طور مستقيم از سيستم سنتى، اقدام به راه اندازى بخش هاى بازاريابى مى كنند. اما از آنجايى كه تعداد بازاريابان در اين سيستم محدود است، هيچ گاه نمى توان در چنين شرايطى محصول شركت را در سطح گسترده به فروش رساند. اينجا است كه بازاريابى شبكه اى به عنوان يك ابزار مفيد نقش خود را ايفا مى كند. در يك سيستم بازاريابى شبكه اى، شركت مقررات خاصى را تعيين مى كند مانند درصد پورسانت، قيمت محصول و... سپس افراد مى توانند به عنوان بازارياب مستقل اقدام به بازاريابى براى محصولات شركت بكنند. براى اينكه تعداد بازاريابان گسترش يابد، به هر بازارياب اين امكان داده مى شود كه بازاريابان ديگرى را در زير مجموعه خود معرفى كند و آموزش دهد. از تلاش تيم بازارياب زيرمجموعه افراد نيز، پورسانتى براى فرد معرف درنظر گرفته مى شود. در واقع اين انگيزه اى مى شود كه هر فرد، بازارياب ديگرى را در زيرمجموعه خود تعريف كند. به اين ترتيب، تعداد بازاريابان بسيار زياد و بازار فروش محصولات شركت بسيار گسترده مى شود. بازاريابان همگى تحت يك چارچوب خاص بازاريابى مى كنند و حق بازاريابى خود را به طور سيستماتيك دريافت مى نمايند. تحقق اين شرايط در يك سيستم سنتى امكان پذير نيست، چرا كه اصلاً ارتباط مستقيم با اين تعداد بازارياب در دنياى واقعى امكان پذير نيست و در اين ميان اينترنت كمك مى كند كه افراد حقوق خود را كه در واقع حق بازاريابى خودشان و تيم  زيرمجموعه شان است، به راحتى بررسى و دريافت كنند، بدون آنكه هيچ گونه رابطه استخدامى بين بازاريابان مستقل و شركت وجود داشته باشد.( ۳ )

بطور خلاصه
Network Marketing شاخه ای از E-Commerce  است.در نتورک مارکتينگ شما به استخدام شرکت در نمی آييد بلکه در کنار شرکت برای خودتان کارميکنيد و کميسيون دريافت ميکنيد . در واقع شما سازمان يا شرکتی با افراد زير مجموعه خود تشکيل ميدهيد که در انجام کار با هم شريک هستيدو آنها توسط شما آموزش داده میشوند با يک سيستم اداری جديد و مديريت نوين که با علم امروزی پايه ريزی شده .به همين دليل نتورک بسيار قدرتمند ميباشد و افرادی مثل ؛واسطه ها ؛ در اين ميان کنار گذاشته ميشوند که همان ها از مخالفان اين حرفه ميباشند وليکن نتورک بسيار قدرتمند ميباشد.

۱-منبع :www.iranafact.org
2-منبع :روزنامه شرق ۲۴/۵/۸۴ 

      
مشخصات يك كمپانی نتورك ماركتر

مطلبی كه در اختيار داريد از تلاش و تحقيق نظريه پردازان و موسسين نتورك ماركتر بزرگ دنيا از جمله ريچارد پو نويسنده كتاب موج چهارم ، و دكستر ،ديگر غول نتورك دنيا جمع آوری شده است تا اطلاعات مفيدی در مورد مشخصات يك كمپانی نتورك با ديگر كمپانی ها را تشخيص دهيد .

در كتاب موج چهارم ( Wave 4) ، نتورك ماركتينگ در قرن بيست و يكم و كتاب قبل از ورود چگونه انتخاب كنيد ( Entrance How to choose before ) مطالبی در مورد يك كمپانی نتورك ماركتر موفق آمده است كه خلاصه اين مطالب ميتواند راهگشای مفيدی برای شما و اعضای مجموعه شما باشد.

بطور كلی و بر اساس قوانين نتورك ماركتينگ در دنيا يك كمپانی نتورك ماركتر بايد چند مشخصه اصلی را دارا باشد :

1.      1.    بايد بين المللی باشد و همينطور از اعتبار جهانی برخوردار باشد ، يعنی اگر محدود به يك مكان يا كشور خاص يا فقط بر طبق مشخصات فرهنگی و اجتماعی يك كشور باشد ، محكوم به شكست و تعليق در همان محل محدود خواهد بود . و شامل قوانين جهانی Network Marketing نخواهد بود.

2.      2.    محصولات ارائه شده توسط كمپانی بايد بصورت Network Marketing قابل عرضه باشد، يعنی بر طبق قوانين جهانی Network Marketing، يك كمپانی Network Marketer فقط ميتواند محصول خود را در يك Step بصورت Partial ارائه نمايد نه بيشتر و آن هم در زمانی كه مشتری قادر به پرداخت باشد بايد محصول را ارائه دهد . قابل توجه است كه كمپانيهايی كه محصول خود را در دراز مدت و اقساط زياد ارائه می كنند Network Marketer نيستند و فقط از تصاعد برای بدست آوردن پول استفاده ميكنند و محصولی كه ارائه ميشود نسبت به اعضايی كه وارد ميشوند درصد بسيار جزئی است . مثلا بعضی از كمپانی ها محصول شان را در تعادل 168 به 168 ارائه ميكنند اين بدان معناست كه   337  =  1 + 168 +168  نفر كه وارد مجموعه شده اند فقط يك محصول ارائه ميشود و اين با تعريف Network Marketing كه رساندن مستقيم محصول از كمپانی به مشتری است متناقض است .

3.      3.    قيمت محصول ارائه شده بايد بر طبق استانداردهای جهانی تعيين شده باشد يعنی بر اساس مواد اوليه مصرفی ، هزينه های توليد ، هزينه های كمپانی و ميزان كميسيونهای پرداختی تدوين شده باشد و نمونه كالای ارائه شده با كالای مشابه تفاوت قيمت آنچنانی نداشته باشد . ولی در بعضی از كمپانی ها مخصوصا كمپانيهايی كه محصول مجازی يا نرم افزارهای مختلف ارائه ميكنند قيمت كالاهای ارائه شده با ميزان كارايی كمتر گاهی 180 برابر كالای مشابه و قابل دسترس می باشد در ضمن استفاده از آن در شرايط خاص امكان پذير می باشد .

4.      4.    ريچارد پو در كتاب موج چهارم Network Marketing در قرن بيست و يكم می گويد : كمپانيهای زيادی به روش Network Marketing پا به عرصه وجود می گذارند و اين را مديون موفقيت كمپانيهايی هستيم كه پايه گذار اين صنعت شده اند .

به طور آماری كمپانيهايی كه از Network Marketing استفاده ميكنند دو دسته اند :

1.      1.    كمپانيهايی كه موفق به ادامه فعاليت ميشوند .

2.      2.    كمپانيهايی كه عمر كوتاه مدتی دارند .

ريچارد پو موفقيت كمپانيهای Network Marketing را به عوامل مختلف نسبت ميدهد از جمله : امانتداری كمپانيها و صداقت موسسين در بدو تاسيس كمپانی و نحوه صحيح كميسيون ، تعيين قيمت مناسب اوليه كالا ، برای اشباع نشدن و ... ريچارد پو ميگويد : بعضی از كمپانی ها از تصاعد فقط برای بدست آوردن سودی كلان و كوتاه مدت استفاده ميكنند و به آينده آن كمپانی و افراد خريدار اهميت چندانی نمی دهند .

ريچارد پو عمر آينده اين كمپانی ها را بين يك تا نهايتا سه سال ميداند و ميگويد : بدليل موفقيت بعضی كمپانی های Network Marketing ديد عموم نسبت به Network Marketing بر خواهد گشت و افراد ديد مثبتی نسبت به كمپانی های Network Marketing پيدا خواهند كرد و اين فضا را برای عده ای كه ديد كوتاه مدت برای راه اندازی يك كمپانی Network Marketing را دارند مساعد خواهد كرد . به گفته پو قدرت كمپانی های Network Marketing در پنج سال اول كاری مشخص می گردد . چرا كه يك كمپانی در 2 سال اول فعاليت خود ، بيش از 50 درصد احتمال شكست دارد و كمپانی كه 5 سال از عمرش بگذرد و فعاليتش ادامه يابد درصد شكستش 1 درصد خواهد بود و همينطور روند رو به رشد اين كمپانی اگر پس از 5 سال بيشتر از روند قبل از 5 سال باشد دليل بر قدرت آن كمپانی – امانتداری – تجربه عملی – Plan موفق و قدرت آموزش صحيح آن كمپانی و تعهد افراد عضو به يكديگر و همينطور به كمپانی است .

زيرا كمپانی Network Marketer در طول فعاليتش با نوسانات مختلف سياسی – اقتصادی – اجتماعی – فرهنگی و ... مواجه ميشود و هر كمپانی كه در طول 5 سال بتواند فعاليت موفقيت آميزی داشته باشد جای پای خود را به عنوان يك كمپانی موفق و هميشگی تثبيت كرده است و بين 4000 كمپانی Network Marketer در دنيا تعداد كمپانيهايی كه از اين موضوع سربلند بيرون آمده باشند از تعداد انگشتان دست فراتر نمی روند . كمپانی هايی مثل Amways از سال 1959 ، Biznat Sky Blue FLP با بيش از 16 سال سابقه و كمپانی Gold Quest با بيش از 7 سال سابقه از معدود كمپانی هايی هستند كه پس از 5 سال قادر به ادامه حيات بوده اند . بطوريكه كمپانی مايكروسافت از گلدكوئست بعنوان غول Network Marketing دنيا نام ميبرد . بنابراين ريچارد پو برای انتخاب يك كمپانی Network Marketer عوامل مختلف از جمله سابقه يك كمپانی – گذشت بيش از 5 سال از فعاليت كمپانی – اعتبار كمپانی – سادگی Plan كمپانی رابرای وارد شدن به يك كمپانی Network Marketer موفق الزامی ميداند .

بعضی از كمپانی ها در بدو ورود شرايط خوبی را برای جذب افراد برمی گزينند . از جمله ادعای سود بيشتر – تعداد جايگاه بيشتر و پرداخت كميسيون جذاب در Step اول .

در صورتيكه پرداخت سود به يك فرد در دراز مدت در كمپانی به هيچوجه قابل محاسبه و تخمين نيست و سرمايه كمتر برای وارد شدن دليل بر سود بيشتر در دراز مدت نميباشد ، چرا كه كمپانی هايی با سرمايه اوليه ی ورود حدود 30 دلار بيشتر از 2 سال دوام نياورده اند و ميزان كميسيون پرداختی بر اساس مبلغ اوليه وارد شدن منطقی مينمايد . اين كمپانی ها دريافته اند كه برای خيلی افراد بدليل عدم شناخت Plan و عدم آگاهی دريافت كميسيون در مرحله اول جذابيت زيادی دارد و به همين دليل در قدم اول كميسيون زيادی پرداخت ميكنند ولی در Step های بعدی پرداخت كميسيون ثابت خواهد بود معمولا اين كمپانيها در ابتدای ورود محصولی پرداخت نميكنند و از پول دريافتی از اشخاص تازه وارد كميسيون را پرداخت ميكنند بدون اينكه كالايی ارائه كنند و يا كالاهای ارائه شده ارزشی ندارد .

با در نظر گرفتن شرايط ايده آل در اين كمپانی ها از هر 400 نفر 1 نفر محصول دريافت ميكند و اين در حالتی ممكن است كه تصاعد كامل انجام شود در صورتيكه بصورت آماری و در واقعيت ، از هر 1000 نفر 1 نفر محصول دريافت ميكنند . يعنی عملا كمپانی ، با 50 عدد محصول می تواند 50000 عضو را در Plan ، Network  خود جای دهد و بطور متوسط از مبالغ دريافتی ، از 50 نفر 250 دلار كميسيون پرداخت ميكند .

بعضی از كمپانی ها از قيمت بسيار پايين برای راه اندازی Network خود استفاده می كنند و اين اشباع شدن مجموعه را در كوتاه مدت ميسر می سازد و اين كمپانی ها نمی توانند عمر طولانی داشته باشند . بر طبق تحقيقات انجام شده بر روی فرهنگ و ميزان درآمد ملل مختلف فقط در صورتی كه محصول يك كمپانی بالای 300 دلار باشد امكان دوام آن پس از 5 سال امكانپذير است چرا كه در غير اين صورت رشد كمپانی در 2 سال پس از فعاليت به حال تعليق در خواهد آمد و عده زيادی كه پول پرداخت كرده اند و فعاليت نكرده اند يا موفق نشده اند باعث ايجاد مشكل برای كمپانی خواهند شد و فعاليت كمپانی را فلج خواهند كرد اين قضيه برای كمپانی هايی كه بابت پول دريافتی محصولی نيز پرداخت نمی كنند يا پرداخت محصول خود را منوط به فعاليت در چندين Level ميدانند بسيار مشكل آفرين خواهند شد و نيز بدليل مبلغ ورودی پايين افراد تجارت را جدی نمی گيرند و برای آموزش هم وقتی صرف نمی كنند و سرعت مجموعه باعث جلوگيری از همانندسازی و ساختن ليدر ميشود .

ريچارد پو قدرت يك مجموعه Network Marketing را به تعهد افراد آن و شناخت كافی از كمپانی و Plan آن ميداند . ( جالب اينجاست كه بدانيد مايكروسافت از گلدكوئست به عنوان نتوركی ياد كرده كه تحت هيچ شرايطی امكان باز داشتن آن نيست و ويجی آن را به اسبی تشبيه كرده كه وقتی سوارش ميشوی و دور ميگيرد ديگر قادر به پياده شدن از آن نيستی .) تجربه نشان داده است كه يك فرد در Network Marketing بطور ميانگين توانايی حمايت از 4 نفر را دارد . بنابراين تعداد جايگاههای منطقی در بدو ورود برای هر شخص می تواند بين 2 تا 4 جايگاه باشد و عملا جايگاههای بيش از اين تعداد كارايی نخواهد داشت . چون هر فرد تا به سود رساندن هر كدام از اعضای مجموعه اش به او متعهد است كه او و مجموعه اش را به سود برساند . ( ريچارد پو Network Marketing را در دو معنی خلاصه ميكند : خواستن و تعهد . و تعهد را بصورت مختلف بيان ميكند:

الف : تعهد به خود و خواسته های خود .

ب : تعهد به شغل و كار خود .

ج : تعهد به مجموعه ی خود و تك تك اعضای مجموعه خود .

پو دوام يك مجموعه را در ساختن افرادی با داشتن هر سه نوع تعهد ميداند و افراد را چه در جامعه و چه در مجموعه نتورك به 3 دسته تقسيم ميكند :

دسته اول : افرادی كه هر سه نوع تعهد را دارند و فقط اين دسته افراد هستند كه دوام يك كمپانی را تضمين ميكنند ، نه قيمت پايين اوليه ورود و نه كمسيون دهی كمتر يا بيشتر .

دسته دوم : افرادی هستند كه خودبينی و خودخواهی را به تعهد به خود تعبير ميكنند و از جامعه و نتورك فقط برای پول درآوردن استفاده ميكنند . اين افراد تعهدی نسبت به افراد مجموعه خود ندارند و در صورتی كه احساس كنند از جای ديگر امكان بهره برداری بهتر ميباشد مجموعه خود را رها كرده و وارد مجموعه ای ديگر ميشوند و تعهد نسبت به مجموعه خود و افراد آن را به تعصب تعبير ميكنند . به گفته اين افراد نتورك جای پول درآوردن است و به هيچ چيز نبايد تعصب بيجا داشت اگر دير بجنبی عقب ميمانی !! آنها به اين فكر نمی كنند كه هر كدام از افرادی كه وارد مجموعه آنان شده اند برای ورود هزينه كرده اند و بايد نتيجه بگيرند .

دسته سوم : افرادی هستند كه نه به خود متعهد هستند و نه به ديگران . اين دسته افراد در جامعه روزمرگی ميكنند و در نتورك به ابزاری برای به سود رسيدن دسته دوم تبديل ميشوند . اين افراد معمولا ابزار خود را برای رسيدن به موفقيت بيشتر ، شانس و اقبال ميدانند . )

در يك مجموعه نتورك ، مجموعه ای كه 4 شاخه اش در حال رشد باشد توان مديريتی بالايی را می طلبد . بعضی از كمپانيها از تعداد زياد جايگاه كه به افراد تازه وارد ميدهند به عنوان دليل بيشتر سود دار بودن به افراد ياد می كنند درصورتيكه عملا بين 2 تا 4 جايگاه افراد ميتوانند به رشد برسند و جايگاههای ديگر عملا برای هميشه غير فعال خواهند بود چون هر شخص با هر تعداد جايگاهی كه دارد بايد  1 + n  نفر فرد را وارد مجموعه كند و او را حمايت تا به سود برسد . مثلا اگر فرد در بدو ورود 7 جايگاه بصورت تصاعد اختيار داشته باشد بايد 8 نفر را وارد مجموعه كند و آن 8 نفر هم 8 نفر را و اين امر عملا غير ممكن است و معمولا افراد می توانند بين 2 تا 4 بازوی خود را فعال كنند . ولی اين امر برای بعضی كمپانی ها كه می خواهند امتياز بيشتری را به نسبت كمپانی های ديگر نشان دهند در بدو ورود جايگاههای زيادی را به فرد می دهند تا برای افراد جذابيت بيشتری برای ورود داشته باشد و اين را دليل بر كميسيون بيشتر ميدانند در صورتيكه عملا تمام جايگاههای بالای 4 تا بدون استفاده خواهد ماند و فقط بعنوان يك روش برای جذب افراد در مقايسه با كمپانيهای ديگر استفاده ميگردد .

در بعضی از كمپانيها محدوديت زمانی برای استفاده از محصولات ( بطور مثال محصولات خدماتی ) وجود دارد و اگر در زمان مثلا 1 سال محصولات استفاده نشود محصول از بين خواهد رفت و اگر هم استفاده شود بايد برای باقی ماندن در چرخه دوباره از محصول خريداری كرد . و نيز در كمپانی ها اگر هر سال اين محصولات بصورت محدود خريداری نشود عملا شخص از گردونه خارج خواهد شد . بنابراين بايد هر ساله يا پس از اتمام اعتبار محصول قبل از يكسال ، از همان محصول بالجبار خريداری كند تا بتواند در جايگاه خودش باقی بماند و  با فرض اينكه اين كمپانی ها تمام شرايط يك كمپانی Network Marketing را داشته باشند ، اگر در يك روند 20 ساله در نظر بگيريم بابت يك محصول در 20 سال بايد بيشتر از 20 بار پول پرداخت كنيم ، در صورتيكه خريد محصول بايد به اختيار خود شخص باشد نه به اجبار ،در ضمن اگر عمر اين كمپانی ها به 20 سال بكشد .

يكی از ويژگيهای Network اينست كه محصولاتی كه ارائه می كند مختص گروه خاص با يك ويژگی خاص نباشد تا دوام و سود دهی تضمين شده ای داشته باشد و بايد همه پسند و همه فهم باشد . همينطور قدرت يك Network به طرح ساده و قدرتمند آن است و كمپانيهايی كه راههای پيچيده و غير قابل فهم دارند معمولا با ايجاد ابهام در طرحها سعی در فرار از پرداخت كميسيون در قسمتهای مختلف پرداخت كميسيون دارند و با اگرها و شرايط خاص اعتقاد اعضا را در فعاليت با شك مواجه ميكنند .

.

+ نوشته شده توسط سیوان احمدی در یکشنبه 25 دی1384 و ساعت 22:17 |

 

 

در این بخش توضیحاتی را در مورد ۲ هیات معروف و صاحب نام در رشته حسابداری را خدمت دوستان ارائه می کنیم (چکیده ای از کتاب هندرکسن -ترجمه دکترکرباسی یزدی ) .

 

هيأت تدوين استانداردهاي مالي FASB

 

در سال 1973 هيأت تدوين استانداردهاي مالي FASB بعنوان جانشين از APB كه بعنوان سازماني در بخش خصوصي براي تدوين خط‌مشي‌هاي حسابداري سازماندهي شده بيانيه‌هاي FASB از سوي كميسيون SEC و انجمن حسابداري آمريكا AICPA بطور نافذ و رسمي شناخته شد.

هفت عضو FASB زمينه‌هاي گوناگوني دارند، از جمله حسابداري حرفه‌اي، قانوني، حقوقي، دولتي و آكادمي. اعضاي هيأت بوسيله مؤسسين حسابداري مالي تعيين مي‌شوند. كار هيأت مقدمتاً با مشورت بوسيله هيأت مشورتي استانداردهاي حسابداري مالي تقويت و كمك مي‌گردد.

FASB در نتيجه انتقادات سياسي وارده بر APB ، تغييرات در نهادهاي مالي و بسياري از سوء استفاده‌هاي گزارشگري مالي در خلال دهه 1960 تشكيل شد. يكي از مشكلات APB اين بود كه آن تنها تشكيل شده از اعضاء انجمن حسابداران رسمي آمريكا (از جمله اعضاي صنعت و آكادمي) بود و بوسيله اين انجمن تأمين مالي و منصوب مي‌شد. اگر FASB بخواهد موفق باشد، آن بايستي از حمايت بسياري از گروهها برخوردار باشد. از جمله حسابداران حرفه‌اي، صنعت، تجزيه و تحليل‌كنندگان مالي و دولت.

بسياري از مباحث درباره خط‌مشي‌هاي حسابداري مربوط به فلسفه اساسي هيأت مي‌شود كه سودهاي گزارش شده بايستي متفاوت از ريسكها، جد از ابهامات آنها از طريق تخصيصها يا ميانگين‌گيريها و درست با موقعيتهاي مشابه كه بايستي با روشهاي مشابه گزارش شوند، شفاف باشند. صنعت غالباً با اين خط‌مشي‌ مخالفت كرده است و سخنراني‌ها بر عليه بيانيه‌هاي شفاهي و مدرن نتايج مخالفت‌ها بوسيله مديران اجرايي شركت‌ها مشاهده شد از جمله مشاهدات فزاينده هزينه‌هاي سرمايه منجر به نوسانات بيشتر در سودهاي گزارش شده است. در نتيجه اين مخالفت‌ها FASB موقعيت خود را تغيير داد و چندين بيانيه‌هاي خود را تجديدنظر يا فسخ نمود.

يكي از پروژه‌هاي اوليه و اساسي FASB اين بود كه يك سري از مجموعه‌هاي مفاهيم حسابداري مالي معروف به چارچوب نظري پروژه تكامل نمايد. اولين بيانيه، هدف گزارشگري مالي بوسيله مؤسسات تجاري بود كه بر پايه گزارش كميته اصول بوده است.

ساير بيانيه‌ها شامل «ويژگيهاي كيفي»، هدف گزارشگري مالي بوسيله سازمانهاي غيرتجاري، سودهاي ابرازي بوده است. پروژه‌هاي دستور كار شامل «معيار شناسايي حسابداري» جريانات نقدي و نقدينگي و گزارشگري مالي صورت‌هاي مالي بوده است. بسياري از عناوين قبلاً بوسيله بيانيه شماره 4 APB مورد بحث قرار گرفته است.

جنبه‌هاي تكنيكي موضوعهاي فوق‌الذكر در بخش ديگر اين كتاب مورد بحث قرار مي‌گيرد، مسئله و سوال اساسي در اينجا اين است كه چرا چارچوب نظري صورتهاي مالي لازم يا مطلوب است و آيا قادرند كه به تكامل حسابداري كمك نمايند؟

هدف از چهارچوب نظري پروژه كه بوسيله FASB بيان شد اين بود كه اهداف و مفاهيمي كه در تكامل استانداردهاي حسابداري مورد استفاده قرار مي‌گيرد، تعيين نمايد تا كمك به تهيه صورت‌هاي مالي بنمايد (مخصوصاً در مواردي كه هيچ استاندارد خاصي منتشر نشده است) مدرك استفاده‌كنندگان و اعتماد به صورتهاي مالي را افزايش دهد هدف ديگر اين بود كه اين چارچوب مي‌تواند بعنوان يك هدف بنيادي و خط‌مشي وسيع كه مورد توافق تمام گروههاي ذينفع باشد، عمل نمايد.

اين اهداف و خط ‌مشي هاي وسيع بعنوان پايه‌اي براي وضع استانداردهاي حسابداري مي‌باشد. بهرحال ايجاد چارچوب نظري بعنوان اينكه يك كار ساده‌اي باشد، مدلل و ثابت نشد. تلاشهاي قبلي يا رد شد و يا در تدوين استانداردها بدست فراموشي سپرده شد. (بطور مثال مطالعات تحقيقاتي حسابداري شماره 1 و 3 و بيانيه شماره 4). نسبت به پروژه جاري، هيچ شواهدي وجود ندارد كه آن بتواند بطور مستقيم بعنوان يك راهنما حفظ شود تا راه حلهايي براي مشكلات، جائيكه تفاوتي در عقايد و آراء وجود دارد، تهيه نمايد.

يكي از معضلات اساسي با موضوع چارچوب نظري اين است كه آن بر پايه هدف فوري تهيه نمودن اطلاعات باشد، و بر پايه هدف اساسي بيشتر پيامدهاي اقتصادي و سياسي نباشد. يك مشكل ثانويه اين است كه تا مدتها بحث بر روي مفاهيم حسابداري سنتي بود كه يك تفسير معاني واضحي نداشت اما اين مشكلات انتظار مي‌رود كه باشد تا يك پذيرش مفهومي بوجود آيد و عرف و عادات بوجود آمده در اين حرفه را نمي‌توان به آساني از بين ب‍ُرد. فقط با تغييرات تدريجي مقبوليت عامه بدست خواهد آمد.

ايجاد استانداردهاي حسابداري:

با توجه به معضلات پيش روي FASB، چگونه خط‌مشيهاي حسابداري با توجه به جنبة تئوري و عملي بوجود مي‌آيد: استفاده از تئوريهاي قياسي ـ استقرايي از چارچوب نظري يك موضوع جزئي است كه بيشترين عمليات آن از زمان حاضر است كه ما شواهد تحقيقات تجربي كافي از آن نداريم. اما اين مباحثات بواسطه راه حل‌هاي بديل كه نمي‌توان مورد تأئيد قرار داد، پديدار شد و بواسطه فرآيند قياسي ـ استقرايي منتهي به تعدادي از تئوريهاي رقابتي شده است. در حقيقت «والتز» و «زيرمن» ثابت مي‌كنند كه يك تقاضائي براي تئوريهاي دستوري وجود دارد تا فعاليتهاي سياسي به كنار برود. يعني تئوريهاي خاص براي حمايت موقعيتهاي گروه خاص مورد استفاده قرار گيرد و يا تئوريهائي براي تعديلات مفيد براي موقعيتهاي مرج‍ّح وجود داشته باشند، ولو اينكه آن براي تئوري ديگر غيرممكن باشد. اما آيا تئوريهاي ديگر را نمي‌توان تعديل نمود، مباحثات نمي‌تواند بر پايه تئوريهاي قياسي ـ استقرائي به تنهايي برقرار گردد، بسياري از عوامل ديگر بايستي لحاظ شوند.»

بهرحال، انقلاب اخير در تحقيقات حسابداري آن اعتماد و باورهائي را فراهم كرده است بشيوه بازار سرمايه و تحقيقات پردازش انساني قادر شده است كه شواهدي درباره پي‌آمدهاي اقتصادي و سياسي فراهم نمايد؛ مخصوصاً موقعي كه تحقيقات بوسيله مطالعات اضافي و تكراري تأئيد گرديد. اما در تمام موارد تا اين تاريخ، نتايج تحقيقات پروژه‌ها فقط مي‌تواند پاسخهاي جزئي فراهم نمايد. هيچ تئوري عمومي با نتايج تحقيق امكان ندارد كه بتواند تمام متغيرهاي مربوط در تصميمات خط‌مشي حسابداري را دارا باشد. يك راهنماي خط‌مشي اصلي اين مي‌باشد كه رفاه اقتصادي و اجتماعي عمومي مهمترين هدف ممكن باشد و پي‌آمدهاي اقتصادي و اجتماعي تئاتر بر اشخاص يا گروههاي خاصي را بايد مورد توجه و بررسي قرار داد، در صورتيكه تنها اولويت‌هاي گروه يا اشخاص مد نظر باشد، رفاه اقتصادي و اجتماعي را كاهش نمي‌دهد. اما اين كليات به سادگي نمي‌باشند كه عمليات را اجرا نمايند زيرا محيط حسابداري پيچيدگي‌هاي فراواني دارد.

کمیسیون بورس اوراق بهادار (SEC) :

كميسيون بورس اوراق بهادار (SEC) با تصويب كنگره بصورت يك آژانس مستقل دولتي در ايالات متحده آمريكا براي اداره فعاليت بورس اوراق بهادار از سال 1934 ايجاد شد، قانون اوراق بهادار سال 1933 (اسپانيا با نظارت كميسيون تجارتي وزراء اداره مي‌شد) براي ثبت اوراق بهادار با SEC قبل از آنكه به عموم فروخته شود (با معافيت‌هاي خاص) بوجود آمد. در اين قانون اشاره شد كه افشاي امور مالي خاص و ساير اطلاعات با ابزار ثبت صورتهاي مالي يا اطلاع‌نامه فراهم گردد و هر دو براي رسيدگي بوسيله عموم در دسترس مي‌باشد. در ميان پيش‌بيني‌هاي اصلي ديگر، قانون بورس اوراق بهادار سال 1934 براي ارتباط ثبت نمودن اوراق بهادار در SEC از سوي شركتهايي كه تمايل به عرضه آن به عموم دارند تصويب و لازم‌الاجرا گرديد. اين تكميل و ثبت نياز به افشاي اطلاعات مشابه دارند كه تحت قانون بورس نياز داشته باشند. بهر حال، علاوه بر اين اطلاعات در دسترس عموم بايستي با گزارشات ادواري كه بوسيله شركت تهيه و تكميل مي‌شوند ثبت شوند.

تحت قوانين متعددي كه بوسيله SEC اداره مي‌شود، كميسيون قدرت زيادي براي تشريح رويه‌هاي حسابداري و شكل صورتهاي مالي داشت در خلال سال 1936 تا 1938 كميسيون اقدام به بحث‌هاي آتشين درباره رعايت يا عدم رعايت مجموعة اصول حسابداري منتشره مربوط به تهيه گزارشات مالي نمود. در اثر تشويق‌هاي زياد حسابداران ارشد، كميسيون در سال 1938 تصميم گرفت كه به حرفه اجازه دهد كه روشي را در فرموله نمودن اصول حسابداري بنمايد. اين خط‌مشي در بيانيه شماره 4 منتشر و اعلام گرديد و كميسيون فقط صورتهاي مالي تهيه‌شده بر طبق اصول حسابداري را كه اختيار حمايتي لازم و اساسي بر طبق مقررات، قوانين يا ساير بيانيه‌هاي رسمي كميسيون يا حسابداران ارشد باشد، قبول خواهد داشت. بدين ترتيب خط‌مشي‌هايي براساس اصول پذيرفته شده حسابداري و عملياتي كه در حرفه حسابداري تكامل يافته باشد، بوجود آمد. بهر حال، از سال 1937 SEC فشارهايي روي Aicpa ،APB و FASB گذاشته شده است تا سطوح تفاوت در عمليات حسابداري كاهش دهد با اين تهديد كه اگر مؤسسه آنرا انجام نداد، SEC آنرا انجام مي‌دهد تأثير و نفوذ SEC مقدمتاً از طريق تفسيرهايش روي نقطه‌نظرهاي APB و بيانيه‌هاي FASB همراه با تائيد اين نقطه نظرات و بيانيه‌ها قبل از انتشار بوده است. بهر حال SEC تاثير و نفوذ مستقيمي از طريق انتشار مقررات و قوانين، دستورالعملهاي حسابداري و تصميمات رسمي داشته است. در پاره‌اي از موارد، SEC نقطه نظرات غالبي بر نقطه نظرهاي APB داشته است و اين موقعي بوده است كه APB يا FASB آنرا انجام نداده است. بطور مثال در اظهارنظر شمار 96، SEC چندين روش جابجايي بدهي سرمايه‌گذاري را پذيرفته است اگر چه نقطه‌نظر APB شماره 2 قبلاً توصيه نموده است كه تنها روشي كه منجر به تعويق اثر روي سود بشود قبول دارد در موارد ديگر APB يك بيانيه درباره طبقه‌بندي ماليات بر درآمد معوق در ارتباط با حسابداري دريافتني اقساطي بيان كرده است، اما يك طبقه‌بندي واحد و يك شكل در اين مورد وجود ندارد. تحت تقاضاي مؤسسات حسابداري عمومي، كميسيون دستور‌العملهاي شماره 102 را صادر نمود و مشخص نمود كه ماليات بر درآمد معوق همسان با حسابهاي دريافتني مربوط بايستي طبقه‌بندي شوند روابط بين SEC و FASB تا حدي در سال 1973 با بيانيه حسابداري شماره 150 SEC روشن گرديد كه بيان مي‌كند اصول، استانداردها و عرف و عمليات رايج بوسيله FASB منتشر مي‌شود نافذ است كه بوسيله SEC مورد حمايت قانوني قرار گيرد و برعكس آن اعلاميه‌هاي FASB كه هيچ حمايتي نداشته باشند نافذ نمي‌باشد. اگرچه اين مي‌تواند نشان دهد كه SEC قصد دارد به FASB تحت عنوان هدايت بخش خصوصي در تكامل استانداردهاي حسابداري مالي نگاه نمايد ولي دستورالعمل هم‌چنين بيان مي‌كند كميسيون ادامه خواهد داد. تا سطوحي را مشخص نمايد كه نيازهاي اطلاعاتي سرمايه‌گذاران وجود دارد تا تدوين روشهاي مناسب انشاء و براي برطرف نمودن اطلاعات را تعيين نمايد. اين حواله FASB بوسيله SEC استثنائات و قيودي دارد، اما حداقل مقررات و قوانين دولتي در ايالات متحده كنترلهايي را روي نحوه ارائه صورتهاي مالي براي عموم يا روي رويه‌هاي حسابداري گوناگون در استفاده از آنها بطور خشك و غير قابل انعطاف وضع شده است. كنترلهاي شديد از بروز تكامل تئوري حسابداري و پيشرفت در عمليات حسابداري كه ناشي از ايده‌هاي جديد در تئوري مي‌شود، جلوگيري كرده است.

بهرحال، SEC در مواردي بر بيانيه‌هاي FASB صحه گذاشته است و در بعضي از موارد گوي سبقت را ربوده است. بطور مثال، در سال 1978، SEC دستورالعملهاي شماره 253 و 258 يك شكل حسابداري هزينه كامل براي نفت و فرآورده‌هاي گاز به عنوان يك بديل قابل قبول نسبت به روش تلاشهاي موفقيت‌آميز تشريح مي‌نمايد. قبلاً، FASB استفاده از روش تلاشهاي موفقيت‌آميز (بيانيه شماره 19) قبول دارد. اما در نتيجه عمليات SEC و FASB بيانيه شماره 25 را در سال 1979 صادر نمود كه استفاده لازم از حسابداي تلاشهاي موفقيت‌آميز را معلق گذاشت. بهرحال، شواهد همكاري SEC با FASB ثابت شده است موقعيكه SEC در سال 1976 در نياز افشاي اطلاعات بهاي تمام شده جايگزيني معين گوي سبقت گرفت (190(ASRNO و اين نيازمندي را در سال 1979 (271(ASRNO موقعي كه FASB بيانيه شماره 33 گزارشگري مالي و تغييرات قيمتها را صادر و منتشر نمود، حذف نمود.

شاخص ديگري كه SEC در سالهاي 1970 و 1980 همكاري و نوآوري داشته است روندي بسوي نيازمندي براي اطلاعات و داده‌هاي Soft جزئي و خام ناميده مي‌شود، مي‌باشد. (اطلاعاتي كه نمي‌تواند با روش سنتي مورد حسابرسي قرار گيرد) مانند اطلاعات بهاي تمام شده جاري، اطلاعاتي درباره ذخاير نفت و گاز، داده‌هاي ميان‌دوره‌اي و پيش‌نهادهائي براي پيش‌بيني اطلاعات، اما در كنار اقدامات حمايتي از حسابداران در بيانيه شماره 253 ASR در ارتباط با اطلاعات بهاي تمام شده جاري مورد نياز بوسيله بيانيه شماره 190 ASR"" ثابت شده است. 

منبع : موضوعات حسابداری و منابع کارشناسی ارشد

 

+ نوشته شده توسط سیوان احمدی در یکشنبه 25 دی1384 و ساعت 22:10 |

بر سر گور كشيشي در كليساي وست مينستر نوشته شده است : « كودك كه بودم
مي خواستم دنيا را تغيير دهم . بزرگتر كه شدم متوجه شدم دنيا خيلي بزرگ است من بايد انگلستان را تغيير دهم . بعد ها انگلستان را هم بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم . در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول كنم . اينك كه در آستانه مرگ هستم مي فهمم كه اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم ، شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم!!! »

+ نوشته شده توسط سیوان احمدی در یکشنبه 25 دی1384 و ساعت 21:10 |

در جاده پنهان موفقیت

 اگربه زندگی سر تا سر پر فراز و نشیب انسان های موفق توجه کنید ، متوجه خواهید شد که همگی آنها دارای ویژگیهای مشترکی هستند. این ویژگیها عبارتند از:                                                         

 1- سخت کوش و پر تلاش هستند: برای آنها پول باد آورده مفهومی ندارد. آنها لازمه رسیدن به موفقیت را سخت کوشی می دانند و برای رسیدن به موفقیت از هیچ تلاشی فروگذار نمی کنند.            

 2- بسیار صادق و درست کردار هستند: کسانی که موفقیت را در آغوش گرفته اند، همواره اصل صداقت را در زندگیشان ساخته اند. ممکن است فریب کاران در ابتدا موفق باشند ، اما این درستکاران هستند که تا انتهای خط ، گوی سبقت را از دیگران می ربایند.                                                      

 3- محتاط و محافظه کار هستند: به خاطر همین ویژگی است که همه چیز وهمه کس را پشت سر می گذارند. آنها هیچ گاه بی گدار به آب نمی زنند.                                                                      

 4- مهربان وصمیمی هستند: آیا تا به حال متوجه شده اید که انسان های موفق تا چه اندازه مهربان و مردم دار هستند؟ همین ویژگی ، محبوبیتشان را دو چندان می کند و به آنها این توانایی را می دهد که سایرین را در راه رسیدن به موفقیت یاری کنند.                                                                                                                                                                                  5- تشنه یادگیری هستند: آنها علاقه ی وافری برای یادگیری مسائل مختلف دارند. انسان های موفق خودشان را بالا می کشند و همواره در مسیر رشد وبالندگی قدم می گذارند. آنها از تمام جنبه های زندگی مخصوصاً از اشتباهاتشان درس عبرت می آموزند واز این کار ابایی ندارند.                              

 6- وفای به عهد می کنند : قول دادن و وفای به عهد، اصلی است که میلیون ها انسان را در مسیر صحیح قرار داده و از آنان انسان هایی موفق ساخته است. ثروتمند ترین مرد جهان، یعنی بیل گیتس (bill gates) نیز از این ویژگی مستثنی نیست.                                                           

 7- هنگام رویارویی با مشکلات در صدد یافتن راه حل بر می آیند: به عقیده ی آنها مشکلات، فرصتی است طلایی و ناب برای انجام دادن غیر ممکن ها. آنها به هیچ وجه از رویارویی با مشکلات نمی هراسند وشکایتی ندارند. انسان های موفق ، همواره در جست وجوی یافتن راه حل هستند.                                                                                                                               

شما چگونه هستید؟ آیا در مسیر موفقیت گام بر می دارید؟ اگر واقعاٌ خواهان رسیدن به موفقیت هستید، بیاید از همین الان شاخص های فوق را در خودتان تقئیت کنید. آنگاه متوجه خواهید شد که وارد جاده پنهان موفقیت شده اید و فاصله ی چندانی با فتح قله های رفیع پیروزی ندارید.                                                                                                                               

اما آنچه به عقیده ی شخصی مترجم می تواند یاری گر شما در این امر باشد بیان روزانه و مکرر عبارات تاکیدی است که از تاثیری شگرف و معجزه آفرین بر خورداراند. فراموش نکنید که همواره خود را ایستاده بر بلندای موفقیت تجسم نمایید واز اراده ی بیکران غافل نمانید. بدانید که با جاری کردن عشق الهی در ذره ذره وجودتان پشتوانه ای بس قوی، در راه رسیدن به موفقیت به همراه خود دارید.                                                               نویسنده: کریس وایدنر                مترجم : جمال صحرادی

 

+ نوشته شده توسط سیوان احمدی در یکشنبه 25 دی1384 و ساعت 21:8 |

سيستم فروش همانند سيستم خريد اطلاعات اوليه خود را از سرفصل هاي حسابداري استخراج مينمايد. سرفصلهاي مورد نياز سيستم فروش عبارتند از: حسابهاي فروش، موجودي كالا، قيمت تمام شده و جاري اشخاص. اطلاعات فروش را ميتوان از طريق فرم هاي پيش فاكتور و فاكتور فروش به نرم افزار سامان تزريق نمود. با صدور فاكتور فروش ارزش موجودي كالا بر اساس یکی از سه روش میانگین ، لایفو (LIFO) یا فایفو (FIFO) محاسبه شده و هم زمان با كسر از موجودي انبار، سند حسابداري كه حاوي رديف هاي فروش و قيمت تمام شده ميباشد صادر ميگردد.
قيمت كالاها در فاكتور فروش هر چند كه توسط كاربر قابل تغيير است ، بصورت خودكار بر اساس قيمت تمام شده و يا في از قبل تعيين شده پيشنهاد ميگردد . ارتباط اين سيستم با انبار امكان كنترل موجودي كالا در انبار را  هنگام صدور فاكتور فراهم ميسازد.براي هر کالا مي توان تعداد 30 قيمت فروش متفاوت تعريف نمود و هر في را به يکي از حسابهاي جاري اشخاص اختصاص داد. بنابراين هنگام صدور فاکتور فروش با انتخاب حساب جاري اشخاص في فروش منتصب شده به اين حساب بصورت خودکار نمايش داده خواهد شد.

صدور پيش فاكتور :  اين فرم كالاي مورد نظر را تا تاريخ اعتبار پيش فاكتور بصورت رزرو مديريت نموده و با فشار يك دكمه تبديل به فاكتور فروش ميگردد. در ضمن ميتوان با تغيير ارجحيتهاي سيستم ، با فروش هر محصول كليه مراحل توليد را بصورت خودكار طي نمود. از ديگر امكانات جديد، ثبت پورسانت فروش در فاكتور و صدور سند مربوطه بصورت خودكار است.

ارتباط با سيستم هاي صندوق و اسناد دريافتني سهولت ثبت اطلاعات دريافت هاي نقدي و غيرنقدي را فراهم ميسازد. در ضمن فرم برگشت از فروش جهت كالاهاي مرجوعي محاسبات ريالي و صدور سند حسابداري را بسيار آسان نموده است.

از ديگر  امکانات نرم افزار سامان فرم هاي برگشت خريد و برگشت فروش است که عمليات حسابداري و انبارداري را در ارتباط با کالاي مرجوعي اتوماتيک مديريت مينمايد.

+ نوشته شده توسط سیوان احمدی در پنجشنبه 22 دی1384 و ساعت 0:37 |
سيستم خريد مانند ديگر سيستم ها اطلاعات اوليه خود را از قبيل حساب اشخاص و حسابهاي موجودي كالا از سرفصلهاي حسابداري استخراج ميكند. با ثبت اطلاعات در فرم فاكتور خريد موجودي تعدادي انبار افزايش يافته و سند حسابداري نيز بصورت خودكار صادر ميگردد. سيستم خريد ميتواند متاثر از گزارشهايي از قبيل گزارش حداقل موجودي /حداقل سفارش گردد. امكان استفاده از انبار مجازي “كالاي در راه “ امكان مديريت پيش خريد ها را نيز فراهم ميسازد. فرم برگشت از خريد جهت كالاهاي مرجوعي، سهولت در ثبت اطلاعات مالي و قيمت گذاري را به ارمغان مي آورد. ارتباط با فرم اسناد پرداختني  در سيستم چك و فرم صندوق، ثبت پرداخت هاي نقدي و غير نقدي را بسيار سهل و آسان ميگرداند. 

+ نوشته شده توسط سیوان احمدی در پنجشنبه 22 دی1384 و ساعت 0:4 |