این روزها شاهد آن هستیم که موضوع «Network Marketing» یا «بازاریابی شبکهای» دغدغه بسیاری از مردم و به تبعه آن رسانههای جمعی کشور شده است، که اکثر این مطالب جنبه علمی و منطقی درستی ندارند و بیشتر به نظر میرسد که نگارنده هیچگونه اطلاعاتی در این زمینه ندارد و تنها قصد دارد تا دغدغه روز جامعه را نشانه رود. از همین رو تصمیم گرفتم تا گوشهای از اطلاعات و تجارب خویش را در زمینه علم نوین Network Marketing در اختیار خوانندگان فهیم قرار دهم. باشد که در جهت قضاوت صحیح بکار آید.
Network marketing تهدید یا فرصت
پنجاه سال پیش مغزهای متفکری موجب فراهم شدن مقدمات نوعی از تجارت شدند که به ویژه از سه دهه پیش تاکنون با ایجاد موجی عظیم و سرعتی سرسام آور مرزهای کشورهای مختلف را در نوردیده و پدیده بزرگی بنام تجارت الکترونیک را بوجود آورد.
این تجارت با قطع واسطه های متعدد کالا را با کمترین قیمت به مصرف کننده می رساند. هر شخصی می تواند با پیرژامه در مقابل کامپیوتر شخصی خود در منزل خود با آن سوی دنیا ارتباط برقرار کرده و کالای دلخواه را انتخاب و خریداری نماید و یا هتل مورد پسند را برای گذراندن تعطیلات انتخاب و رزرو کند.
این پدیده قرن حاضر است و چهره ای از دنیای متمدن و جهان IT.
بازار ویزیتوری و بازاریابی سنتی در کشور ما پررونق است و ویزیتورها می توانند در مقابل تبلیغ کالا و معرفی مشتری پورسانت دریافت نمایند و خیلی ها از این راه گذران زندگی می کنند.
اما امروز شیوه نو به شکل دو-دویی (باینری) نه هرمی، عده زیادی و شاید جدود 40-50 هزار نفر را حذب سیستم بازاریابی خود نموده است.
عده زیادی از جوانان دور هم جمع شده و ضمن تعلیم شیوه های مدرن بازاریابی به مجموعه های باینری می پیوندند.
بخواهیم یا نخواهخیم موجی بزرگ از این پدیده سراسر کشور را فراگرفته و نیروهای فعال و توانایی را جذب خود کرده است.
دنیا با این شبکه ها آشناست. هم اکنون بیش از صدها میلیون دلار جاصل درآمد شرکت های بزرگی است که کالاهایی چون عروسک، صوتی و تصویری، محصولات فرهنگی و ... را تولید و به صورت اینترنتی به فروش می رسانند. فقط در کشور مالزی حدود هشتصد شرکت بازاریابی مشابه آن چه که گفته شد در حال فعالیت است.
نتورک مارکتینگ همچون اینترنت، ماهواره، موبایل، کامپیوتر، DVD، و ... از جلوه های گوناگون تکنولوژی است و مانند هر چیز دیگری می تواند منافع و مضاری را با توجه به فرهنگ و ارزشهای کشور به همراه داشته باشد.
اما این که نمی توان مطلقاً با این جلوه ها مخالفت کرد امری اثبات شده است.و گم نگری، برخورد انفعالی، پیشداوری، و ندیده گرفتن نظرات علمی و کارشناسی جز با افکار مغزهای خشک و مستبد سازگار نیست.
تنها راه مهار، بومی سازی و همراه شدن با این پدیده ها با برنامه ای دقیق و حساب شده، بدون هیاهو و جنجال، تبدیل تهدیدهای احتمالی به فرصت های سودآور معنوی و مادی یا لااقل خنثی کردن مضار احتمالی آنهاست.
تجارت شبکه های باینری هم اکنون توانسته است عده ای با گرایش های مختلف فکری و علمی را دور هم جمع کرده و ضمن ایجاد الفت و دوستی، هنر سخن گفتن، شنیدن و تجارت را به آنها آموزش می دهد و نیز میزان اعتماد به نفس در آنها را افزایش دهد.
اغلب این افراد برای نفع بیشتر افراد مختلفی را به پیوستن به این مجموعه دعوت کرده و روش برقراری ارتباط را با هدف اقتصادی تمرین می کنند و از شکست های احتمالی درس گرفته و ضمن بازنگری در شیوه برخورد راه های صحیح و موفق را تجربه می کنند و از این رهنمون به اعتماد به نفس بیشری دست یافته و از انفعال و پرسه زدن های بی هدف در کوچه و خیابانها و مجادله های بی مورد نیز دوری می کنند.
محکوم کردن این افراد به دلیل ترسیم رویاها (آرزوها) و متهم کردن آنان به بلندپروازی صحیح نیست زیرا به زبان ساده تر رویاها و آرزوها مجموعه هدف را مشخص می کنند و چه خوب است که در هر اهرمی هدفمندی آن در نظر گرفته شده و افراد با انگیزه بیشتری برای رسیدن به شاخص های تعیین شده فعالیت نمایند.
آنان در این شبکه ها می آموزند که هر کسی نان میزان موفقیت خود را می برد و برخلاف آن چه که بعضی از مخالفان – که اطلاعات دقیقی از نحوه فعالیت نداشته و البته با حسن نیت مجدانه با این شبکه ها مخالفت می نمایند- می گویند، تفاوتی بین بالاسری و پایین سری نیست زیرا هرکس نفر بالاسری فرد پایین تر است و هر بالاسری روزی پایین سری بوده و اینگونه نیست که هر کس سود خود را از نفر پایینی بگیرد و بعد مانند سیستم های هرمی از قاعده خارج شود. بلکه همه در صفی طولانی همواره از پورسانت های خود بهره مند می گردند.توقف، زمانی اتفاق می افتد که نیاز جامعه به کالای ارائه شده رفع شود و یا شبکه های قرتمندتری ظهور کرده و افراد را با پشتیبانی بهتر خود جذب نمایند و بدین ترتیب پورسانت افراد را با پشتیبانی بهتر خود جذب نمایند و بدین ترتیب پورسانت افراد شبکه های سابق در اینجا قطع خواهد شد. ممکن است تا اینجا این تصور پدید آمده باشد که نگارنده مدافع شرکت های باینری خارجی و خروج پول کشور است.
ضمن پاسخ به این شبهه یادآوری می نمایم مطالب پیش گفته بدون تعصب و بر مبنای مطالعه و مشاهدات عینی صورت گرفته و برای رسیدن به نتیجه ای درست، باید واقعیات آنگونه که هست مورد مدّاقه قرار گیرد.
خروج قابل توجه پول کشور بزرگترین مشکلی است که مورد توجه کشور است و این یک واقعیت است.
اما چه باید کرد؟
قبل از اینکه به این مسئله پرداخته شود بهتر است به کارهایی که در مقابله با این شرکت ها شده و نتایج آن بصورت فهرست وار اشاره کنیم.
1- فعالیت یکی از این شرکت ها از شهریور 83 غیرقانونی اعلام شده است.
2- همواره فعالیت افراد مختلف، دانشجویان و گروههای مختلف در این شبکه و شبکه های مشابه تقبیح شده است.
3- با کتمان پیشرفت مادی اعضای شبکه به بزرگنمایی مشکلات افراد ناموفق در شبکه مکرر اقدام شده است.(افرادی که توان فعالیت در مجموعه را نداشته اما در آن عضو شده اند)
4- در اشکال مختلف و به زبانهای گوناگون اعضای این شبکه به کلاهبرداری و تراشیدن سر همدیگر و سوء استفاده از اعتماد خویشان، بستگان، و دوستان متهم شده اند.
نتایج اقدامات انجام شده:
1- با مشاهده عینی تاثیر شبکه بر بهبود وضعیت اقتصادی اعضاء،همچنان عده ای به این شبکه ها جذب شده و فعالیت آنها ادامه دارد.
2- محافل و جلسات اعضای شبکه تاکنون با نوعی حسن اعتماد به حمایت دولت از فعالیت آنها تشکیل می گردید - با توجه به حمایت برخی از کارشناسان و حتی تعدادی از کاندیداهای دوره نهم ریاست جمهوری- اکنون با بی اعتمادی به درک درست مسئولان از فعالیت و توانمندی اعضاء (به ویژه جوانها) به کار خود ادامه می دهند.
3- سئوالهای متعددی پیش روی اعضاء و حتی برخی از مردم قرار گرفته که قابل تامل است از آن جمله که:
الف- آیا جوانان که به خاطر هزینه های سرسام آور زندگی، محدودیتهای بسیار در فرصت های شغلی و استخدامی در سیستم های شیکه ای فعالیت می نمیایند مقصرند، یا مسئولانی که در جایگاه سیاستگذار و مجریان عالی امور اقتصادی تاکنون در خواب بودند و با توجه به سابقه طولانی فعالیت نت ورکها در سراسر دنیا هیچ تدبیری نیاندیشیده و پس از مدتها که خیل عظیم جوانان به آن پیوسته اند تنها راه مخالفت را پاک کردن صورت مسئله، کلاهبردار خطاب کردن اعضاء و تهدید برخوردهای گوناگون دیده اند؟
ب- آیا خروج پول کشور با مجوز قانون در ازای وارد کردن خودروی شیک چند ده میلیونی توسط افراد متموّل که با خرید کالا توسط دهها نفر از اعضای شبکه های باینری برابری می کند و در آن یک نفر در رفاه بیشتر قرار می گیرد بلامانع است و در حالی که در این شبکه دهها نفر به نوایی می رسند اشکال دارد؟
ج- آیا ....... و ........
< آیاهای بسیاری که در یک جمع بندی حکایت از غفلت مسئولان ذیربط، عدم دوراندیشی و کم تجربگی آنان و ناشیانه برخورد کردن با این پدیده نه چندان غیرطبیعی دارد.
اما چند راه پیشنهادی برای مقابله:
اول: باید از برخوردهای منفعلانه و قهر آمیزی مانند مواردی که در گذشته داشته ایم و لازم نیست اسمشان را بیاورم پرهیز کنیم.
دوم: از تجربیات موفق کشورهای مختلف در بومی سازی این تجارت استفاده کنیم.
سوم: نت ورکهای داخلی را خصوصاً در امور خیریه فعال کنیم.
چهارم: از صدا و سیما و مطبوعات برای معرفی نت ورکهای داخلی و معرفی کالاهای ایرانی خوب استفاده کنیم.
پنجم: با تقویت نت ورکهای داخلی راهی برای جذب ارز از کشورهای دیگر باز کنیم و صنایع داخلی خود را در خارج نیز بهتر به فروش برسانیم.
ششم: درآمد سرشار حاصله را در امور تولیدی و کمک به معیشت مردم بخصوص رفاه جوانان هزینه کنیم.
هفتم: دیگر لازم نیست کاری بکنیم چون اگر نت ورکهای ایرانی تقویت شوند دیگر کسی جذب نت ورکهای خارجی نمی شود و جوانان با استعداد ما در نت ورکهای داخلی فعالیت خواهند کرد.
یادمان نرود آنها که جذب این سیستمها شده اند جوانان همین مرز و بوم هستند. در کیهان خواندم اسامی اعضای یکی از این سیستمها در کارتن های متعدد در دادگاه موجود است اگر شناسنامه عده زیادی از آنها را نگاه کنید حتماً مهر شرکت در انتخابات نهم ریاست جمهوری را خواهید دید. آنها ایرانیانی هستند که به ایرانی بودن خود افتخار می کنند آنان شیاد نیستند، حال که با خواست دیگران زمینه ای برای معرفی این تجارت و نیز حضور با نشاط جوانان فراهم شده بیایید تجربه های گذشته را باز هم تجربه نکرده و بسترهای بومی سازی این تجارت را بخوبی فراهم کنیم. آن وقت خواهیم دید که چه خواهد شد.
به امید آن روز






