تبليغاتX
وبلاگ انجمن حسابداری

سلام دوستان به وبلاگ انجمن حسابداری خوش آمدید شما می توانید مطلب مورد نظر خود را در آرشیو موضوعی وبلاگ بیابید هر سوالی که داشتید برام بفرستید امید وارم از دیدن وبلاگ لذت ببرید


این روزها شاهد آن هستیم که موضوع «Network Marketing» یا «بازاریابی شبکه‌ای» دغدغه بسیاری از مردم و به تبعه آن رسانه‌های جمعی کشور شده است، که اکثر این مطالب جنبه علمی و منطقی درستی ندارند و بیشتر به نظر می‌رسد که نگارنده هیچگونه اطلاعاتی در این زمینه ندارد و تنها قصد دارد تا دغدغه روز جامعه را نشانه رود. از همین رو تصمیم گرفتم تا گوشه‌ای از اطلاعات و تجارب خویش را در زمینه علم نوین Network Marketing در اختیار خوانندگان فهیم قرار دهم. باشد که در جهت قضاوت صحیح بکار آید.

Network marketing تهدید یا فرصت

پنجاه سال پیش مغزهای متفکری موجب فراهم شدن مقدمات نوعی از تجارت شدند که به ویژه از سه دهه پیش تاکنون با ایجاد موجی عظیم و سرعتی سرسام آور مرزهای کشورهای مختلف را در نوردیده و پدیده بزرگی بنام تجارت الکترونیک را بوجود آورد.

این تجارت با قطع واسطه های متعدد کالا را با کمترین قیمت به مصرف کننده می رساند. هر شخصی می تواند با پیرژامه در مقابل کامپیوتر شخصی خود در منزل خود با آن سوی دنیا ارتباط برقرار کرده و کالای دلخواه را انتخاب و خریداری نماید و یا هتل مورد پسند را برای گذراندن تعطیلات انتخاب و رزرو کند.

این پدیده قرن حاضر است و چهره ای از دنیای متمدن و جهان IT.

بازار ویزیتوری و بازاریابی سنتی در کشور ما پررونق است و ویزیتورها می توانند در مقابل تبلیغ کالا و معرفی مشتری پورسانت دریافت نمایند و خیلی ها از این راه گذران زندگی می کنند.

اما امروز شیوه نو به شکل دو-دویی (باینری) نه هرمی، عده زیادی و شاید جدود 40-50 هزار نفر را حذب سیستم بازاریابی خود نموده است.

عده زیادی از جوانان دور هم جمع شده و ضمن تعلیم شیوه های مدرن بازاریابی به مجموعه های باینری می پیوندند.

بخواهیم یا نخواهخیم موجی بزرگ از این پدیده سراسر کشور را فراگرفته و نیروهای فعال و توانایی را جذب خود کرده است.

دنیا با این شبکه ها آشناست. هم اکنون بیش از صدها میلیون دلار جاصل درآمد شرکت های بزرگی است که کالاهایی چون عروسک، صوتی و تصویری، محصولات فرهنگی و ... را تولید و به صورت اینترنتی به فروش می رسانند. فقط در کشور مالزی حدود هشتصد شرکت بازاریابی مشابه آن چه که گفته شد در حال فعالیت است.

نتورک مارکتینگ همچون اینترنت، ماهواره، موبایل، کامپیوتر، DVD، و ... از جلوه های گوناگون تکنولوژی است و مانند هر چیز دیگری می تواند منافع و مضاری را با توجه به فرهنگ و ارزشهای کشور به همراه داشته باشد.

اما این که نمی توان مطلقاً با این جلوه ها مخالفت کرد امری اثبات شده است.و گم نگری، برخورد انفعالی، پیشداوری، و ندیده گرفتن نظرات علمی و کارشناسی جز با افکار مغزهای خشک و مستبد سازگار نیست.

تنها راه مهار، بومی سازی و همراه شدن با این پدیده ها با برنامه ای دقیق و حساب شده، بدون هیاهو و جنجال، تبدیل تهدیدهای احتمالی به فرصت های سودآور معنوی و مادی یا لااقل خنثی کردن مضار احتمالی آنهاست.

تجارت شبکه های باینری هم اکنون توانسته است عده ای با گرایش های مختلف فکری و علمی را دور هم جمع کرده و ضمن ایجاد الفت و دوستی، هنر سخن گفتن، شنیدن و تجارت را به آنها آموزش می دهد و نیز میزان اعتماد به نفس در آنها را افزایش دهد.

اغلب این افراد برای نفع بیشتر افراد مختلفی را به پیوستن به این مجموعه دعوت کرده و روش برقراری ارتباط را با هدف اقتصادی تمرین می کنند و از شکست های احتمالی درس گرفته و ضمن بازنگری در شیوه برخورد راه های صحیح و موفق را تجربه می کنند و از این رهنمون به اعتماد به نفس بیشری دست یافته و از انفعال و پرسه زدن های بی هدف در کوچه و خیابانها و مجادله های بی مورد نیز دوری می کنند.

محکوم کردن این افراد به دلیل ترسیم رویاها (آرزوها) و متهم کردن آنان به بلندپروازی صحیح نیست زیرا به زبان ساده تر رویاها و آرزوها مجموعه هدف را مشخص می کنند و چه خوب است که در هر اهرمی هدفمندی آن در نظر گرفته شده و افراد با انگیزه بیشتری برای رسیدن به شاخص های تعیین شده فعالیت نمایند.

آنان در این شبکه ها می آموزند که هر کسی نان میزان موفقیت خود را می برد و برخلاف آن چه که بعضی از مخالفان – که اطلاعات دقیقی از نحوه فعالیت نداشته و البته با حسن نیت مجدانه با این شبکه ها مخالفت می نمایند- می گویند، تفاوتی بین بالاسری و پایین سری نیست زیرا هرکس نفر بالاسری فرد پایین تر است و هر بالاسری روزی پایین سری بوده و اینگونه نیست که هر کس سود خود را از نفر پایینی بگیرد و بعد مانند سیستم های هرمی از قاعده خارج شود. بلکه همه در صفی طولانی همواره از پورسانت های خود بهره مند می گردند.توقف، زمانی اتفاق می افتد که نیاز جامعه به کالای ارائه شده رفع شود و یا شبکه های قرتمندتری ظهور کرده و افراد را با پشتیبانی بهتر خود جذب نمایند و بدین ترتیب پورسانت افراد را با پشتیبانی بهتر خود جذب نمایند و بدین ترتیب پورسانت افراد شبکه های سابق در اینجا قطع خواهد شد. ممکن است تا اینجا این تصور پدید آمده باشد که نگارنده مدافع شرکت های باینری خارجی و خروج پول کشور است.

ضمن پاسخ به این شبهه یادآوری می نمایم مطالب پیش گفته بدون تعصب و بر مبنای مطالعه و مشاهدات عینی صورت گرفته و برای رسیدن به نتیجه ای درست، باید واقعیات آنگونه که هست مورد مدّاقه قرار گیرد.

خروج قابل توجه پول کشور بزرگترین مشکلی است که مورد توجه کشور است و این یک واقعیت است.

اما چه باید کرد؟

قبل از اینکه به این مسئله پرداخته شود بهتر است به کارهایی که در مقابله با این شرکت ها شده  و نتایج آن بصورت فهرست وار اشاره کنیم.

1-     فعالیت یکی از این شرکت ها از شهریور 83 غیرقانونی اعلام شده است.

2-     همواره فعالیت افراد مختلف، دانشجویان و گروههای مختلف در این شبکه و شبکه های مشابه تقبیح شده است.

3-     با کتمان پیشرفت مادی اعضای شبکه به بزرگنمایی مشکلات افراد ناموفق در شبکه مکرر اقدام شده است.(افرادی که توان فعالیت در مجموعه را نداشته اما در آن عضو شده اند)

4-     در اشکال مختلف و به زبانهای گوناگون اعضای این شبکه به کلاهبرداری و تراشیدن سر همدیگر و سوء استفاده از اعتماد خویشان، بستگان، و دوستان متهم شده اند.

نتایج اقدامات انجام شده:

1-     با مشاهده عینی تاثیر شبکه بر بهبود وضعیت اقتصادی اعضاء،همچنان عده ای به این شبکه ها جذب شده و فعالیت آنها ادامه دارد.

2-     محافل و جلسات اعضای شبکه تاکنون با نوعی حسن اعتماد به حمایت دولت از فعالیت آنها تشکیل می گردید - با توجه به حمایت برخی از کارشناسان و حتی تعدادی از کاندیداهای دوره نهم ریاست جمهوری- اکنون با بی اعتمادی به درک درست مسئولان از فعالیت و توانمندی اعضاء (به ویژه جوانها) به کار خود ادامه می دهند.

3-     سئوالهای متعددی پیش روی اعضاء و حتی برخی از مردم قرار گرفته که قابل تامل است از آن جمله که:

الف- آیا جوانان که به خاطر هزینه های سرسام آور زندگی، محدودیتهای بسیار در فرصت های شغلی و استخدامی در سیستم های شیکه ای فعالیت می نمیایند مقصرند، یا مسئولانی که در جایگاه سیاستگذار و مجریان عالی امور اقتصادی تاکنون در خواب بودند و با توجه به سابقه طولانی فعالیت نت ورکها در سراسر دنیا هیچ تدبیری نیاندیشیده و پس از مدتها که خیل عظیم جوانان به آن پیوسته اند تنها راه مخالفت را پاک کردن صورت مسئله، کلاهبردار خطاب کردن اعضاء و تهدید برخوردهای گوناگون دیده اند؟

ب- آیا خروج پول کشور با مجوز قانون در ازای وارد کردن خودروی شیک چند ده میلیونی توسط افراد متموّل که با خرید کالا توسط دهها نفر از اعضای شبکه های باینری برابری می کند و در آن یک نفر در رفاه بیشتر قرار می گیرد بلامانع است و در حالی که در این شبکه دهها نفر به نوایی می رسند اشکال دارد؟

ج- آیا ....... و ........

< آیاهای بسیاری که در یک جمع بندی حکایت از غفلت مسئولان ذیربط، عدم دوراندیشی و کم تجربگی آنان و ناشیانه برخورد کردن با این پدیده نه چندان غیرطبیعی دارد.

اما چند راه پیشنهادی برای مقابله:

اول: باید از برخوردهای منفعلانه و قهر آمیزی مانند مواردی که در گذشته داشته ایم و لازم نیست اسمشان را بیاورم پرهیز کنیم.

دوم: از تجربیات موفق کشورهای مختلف در بومی سازی این تجارت استفاده کنیم.

سوم: نت ورکهای داخلی را خصوصاً در امور خیریه فعال کنیم.

چهارم: از صدا و سیما و مطبوعات برای معرفی نت ورکهای داخلی و معرفی کالاهای ایرانی خوب استفاده کنیم.

پنجم: با تقویت نت ورکهای داخلی راهی برای جذب ارز از کشورهای دیگر باز کنیم و صنایع داخلی خود را در خارج نیز بهتر به فروش برسانیم.

ششم: درآمد سرشار حاصله را در امور تولیدی و کمک به معیشت مردم بخصوص رفاه جوانان هزینه کنیم.

هفتم: دیگر لازم نیست کاری بکنیم چون اگر نت ورکهای ایرانی تقویت شوند دیگر کسی جذب نت ورکهای خارجی نمی شود و جوانان با استعداد ما در نت ورکهای داخلی فعالیت خواهند کرد.

یادمان نرود آنها که جذب این سیستمها شده اند جوانان همین مرز و بوم هستند. در کیهان خواندم اسامی اعضای یکی از این سیستمها در کارتن های متعدد در دادگاه موجود است اگر شناسنامه عده زیادی از آنها را نگاه کنید حتماً مهر شرکت در انتخابات نهم ریاست جمهوری را خواهید دید. آنها ایرانیانی هستند که به ایرانی بودن خود افتخار می کنند آنان شیاد نیستند، حال که با خواست دیگران زمینه ای برای معرفی این تجارت و نیز حضور با نشاط جوانان فراهم شده بیایید تجربه های گذشته را باز هم تجربه نکرده و بسترهای بومی سازی این تجارت را بخوبی فراهم کنیم. آن وقت خواهیم دید که چه خواهد شد.

به امید آن روز

 

+ نوشته شده توسط سیوان احمدی در دوشنبه 28 آذر1384 و ساعت 11:50 |
۱۲ درس مهم در رابطه با فروشگاه های خرده فروشی
با سلام.اين متن ترجمه ای از يک مقاله زبان انگليسی ميباشد که بنده ترجمه کرده ام. اميدوارم مورد توجه و استفاده قرار بگيرد. لطفا نظرات و راهنمايی های خود را دريغ نفرماييد.


۱۲ درس مهم در رابطه با فروشگاههای خرده فروشی

باب نلسون



اگر شما ميخواهيد يکی از موفقترين خرده فروشها باشيد بايد مطمئنا به دنبال بالا آوردن حدااقل فروش (Bottom Line) خود باشيد. در اين روزها اين يک وظيفه بزرگ است که هر روز نيز به اهميت آن افزوده ميشود.
اکثر خرده فروشان را ميتوان به دو دسته تقسيم کرد: کسانيکه در مقابل تغييرات مقاومت ميکنند و افراديکه به استقبال تغييرات ميروند. پر فروشترين خرده فروشها از دسته دوم ميباشند. آنها نه تنها به استقبال تغيير ميروند بلکه برای تغييرات نيز آماده هستند و در برار تغييرات پاسخ مثبت ميدهند.
در جدال بر سر افزايش فروش همواره بزرگترين برنده نيست، بلکه مبتکرترين و کاردانترين پيروز ميدان است. راز موفقيت های بزرگ در داشتن يک مشت ايده های تئوری نيست بلکه در داشتن ايده های قابل لمس و اجرا شدنی( Tangible Ideas) ميباشد. شما ميتوانيد بر روی اين ايده ها کار کرده و آنها را بصورت موثرتری در حرفه خود بکار بگيريد. چارچوبی که به شما در رفتن مسير صحيح کمک ميکند.
صاحبان فروشگاه ها ميبايست در رابطه با فعاليتهای حرفه خود بسيار جدی باشند در غير اينصورت بايد خود را برای پذيرش يک سود ثابت آماده کنند.اگر شما به << دوازده نکته در اداره کردن حرفه خرده فروشی>> عمل کنيد تلاشها و فعاليت های خود را مختصر و مفيد خواهيد کرد سود خود را چندين برابر کرده و موفقيتها را افزايش خواهيد داد.اين مطالب بر پايه سالها تحقيق و تجربه عملی در همکاری با صدها فروشگاه کوچک و متوسط خرده فروشی در تمام مناطق آمريکا که به موفقيتهای بينظير دست يافته اند، ميباشد.

۱-خودتان را بشناسيد:

علايق، مهارتها، تواناييها و محدوديتهای خود را بشناسيد. مديريت فروشگاه خودتان مهمتر از اين است که فقط برای خود يک شغل ايجاد کرده باشيد.شما بايد فداکاريهای شخصی زيادي را با اراده بالا انجام دهيد تا بتوانيد يک فروشنده موفق باشيد.نقش اصلی شما در رابطه با بازاريابی، امور مالی، مديريت فروشگاه و مسيوليتهای پرسنل شما ميباشد.برای يک نفر بسيار مشکل است که تمامی اين وظايف را به نحو احسن انجام دهد. شما بايد متوجه شويد که چه قسمت از اين وضايف را خودتان ميتوانيد انجام دهيد و در چه مواردی نياز به کمک خواهيد داشت.
به همين دليل، بسيار مهم است که خود را بشناسيم و به طور دقيق تمامی نقاط قوت و ضعف خود را جستجو کنيم. از خودتان سوالهای زير را بپرسيد:
- آيا شما مهارتهايی را که برای موفقيت لازم داريد ميشناسيد؟

- آيا شما با شرايط متغير سازگاری پيدا ميکنيد؟ آيا از سخنان و پيشنهادهای ديگران استفاده ميکنيد؟

-آيا هميشه اطلاعات لازم برای راه اندازی يک حرفه را جمع آوری ميکنيد؟

۲-به سمت برنامه ريزي برويد:

بسياری از فروشگاه ها به وسيله افراد بسيار با انگيزه گشايش مي يابد در حاليکه آنها اطلاعاتی در باره فعاليتهای مربوط به خود ندارند. به عنوان صاحب يک فروشگاه، اگر به چم و خم کار آگاه نباشيد بزودی از اين تجارت بيرون خواهيد افتاد. طبق منابع موثق، دليل اصلی ورشکستگی ۸۰٪ از فروشگاه هايی که يک تا پنج سال عمر دارند ، پول نيست بلکه کمبود اطلاعات و دانش کار ميباشد. حربه شما برای موفقيت ، تصميم گيری صحيح بوسيله اجرای يک برنامه ريزی موثر برای حرفه تان ميباشد. به ياد داشته باشيد اگر در برنامه ريزی قصور کنيد ممکن است بهترين برنامه ها به شکست منتهی بشود.

۳ -صنعتی در آن فعاليت ميکنيد بشناسيد:

شما در صورتی به بزرگترين قسمتهای رقابتی بازار دست پيدا خواهيد کرد که معنا و مفهوم دانش انجام تجارت خود را درک کرده باشيد. نا همگونی اساسی با موارد زير ميتواند باعث ايجاد مانعی شود که ادامه بقا موسسه شما را به خطر بيندازد:

رقابت: قدرت رقبای شما، خدمات، مکان بازارها، رويکردهای بازاريابی، نوع مشتريان، عرضه کنندگان و استرتژيهای قيمت گذاري

محيط بازار: وضعيت تجاری محل شما، ميزان فضای تجاری خالی، ميانگين درآمد خانواده ها، سطح تحصيلات، گروه های سنی، جمعيتهای دينی و آمار مشتريان بالقوه شما

برای پيشرفت و موفقيت شما بايد متعهد به يادگيری شويد و اهداف روشنی را برای خود قرار دهيد و همچنين برای محقق کردن اهداف دارای انرژی و تمايل زياد باشيد.

-آيا محيط شما جمعيت کافی برای حمايت از شما و رقبای نزديک شما را دارد؟

-آيا شما توانايی جذب قسمت وسيعتری ار مشتريان را بجای داشتن قسمتی کوچک از بازار را داريد؟

-آيا شما تا به حال تغييرات رقابتی را مشاهده کرده ايد که اتفاق بيفتد و باعث تاثير گذاری بر روی اين موضوع بشود که مشتريان از کجا خريد کنند؟

۴ -مشتريان خود را بشناسيد:

آيا شما به مشتريان خود گوش فرا ميدهيد؟ عرضه محصولات مورد نياز مشتری را وظيفه خود قرار دهيد تا آنها با شما معامله کرده و از شما خريد نمايند.دليل اينکه شما در اين حرفه قرار ميگيريد مشتريان شما هستند و آينده شما نيز بستگی به آنها دارد.کالا و خدماتی که شما ارئه ميکنيد ميبايست انعکاسی از احتياجات مشتريانتان باشد.در باره مشتريانتان، شرايط آنها، خريد، نمايش محصول، فروش و گفتن مواردی که مشتريان را نسبت به کالا جذب ميکند و نه فقط آن چيزی که برای شما جالب است، به تفکر بپردازيد. اين نکته را فراموش نکنيد، که مشتريان شما هسنتد که تعيين ميکنند شما موفق ميشويد يا خير.

- آيا شما ميدانيد مشتريان شما چرا از فروشگاه شما خريداری ميکنند؟ (خدمات، سهولت، کيفيت، قيمت).

-آيا شما به دنبال دريافت نظرات بهترين خريدارانتان برای بهبود کار خود هستيد؟

-آيا شما از پرسشنامه فروشگاهی که به شما کمک کند که احتياجات مشتری را مشخص کنيد، استفاده ميکنيد؟

- آيا تا بحال سعی در جذب مشتريان غير فعال يا از دست داده شده کرده ايد؟

۵-اطلاعات مالي را خوب نگهداری کنيد:

اگر شما ندانيد که پولهای شما چگونه خرج ميشوند به زودی ورشکست خواهيد شد. بازی تجارت به وسيله کامپيوتر ها اجرا ميشود و در اين بازی امتيازات بر اساس سنت و دلار ميباشد.اطلاعات مالی مطلوب مانند تجهيزات داخل هواپيما ميباشد، آنها شما را در ارتفاع، جهت و سرعت مناسب نگه ميدارند و بدون آنها شما پروازی کور و بدون کنترل خواهيد داشت که توانايی رساندن شما به مقصد را ندارد.اگر شما ميزان مخارج خود، خريدها و فروش را بدانيد شما ميتوانيد شرايط را کنترل کرده و تجارتتان را پرسودتر کنيد.

-آيا شما حرفه خود را برای ساده کردن امور روزانه و رويه های تجاری خود کامپيوتری کرده ايد؟

-آيا شما از پيش بينی فروش، برگه هزينه و گزارشات مالی بصورت اساسی منظم استفاده ميکنيد؟

-آيا شما مقدار هزينه های عملياتی خود را بصورت منظم ارزيابی ميکنيد؟

۶-پولتان را مديريت کنيد:

مهم نيست که فروشگاهتان جقدر منحصر به فرد باشد، اين مسئله مهم است که تجارت شما بدون جريانات نقدی باقی نخواهد ماند. پول خون حيات بخش در رگهای تجارت شماست. ورود و خروج پول از فروشگاه شما ﻳک جز اساسی از تجارت شماست که آن را از نظر مالی سلامت نگه ميدارد. جريانات نقدی ماهانه شما نشاندهنده مقدار پولی که در اول ماه داشتيد ميباشدو سپس نشان ميدهد که که چه مقدار وجه نقد از چه منابعی دريافت کرديد و به چه دلايلی آنها را خرج کرده ايد. اگر بودجه شما عاقلانه باشد و فاصله بين درآمد و هزينه های ماهانه را بدانيد، ديگر نميخواهد نگران بی پولی باشيد.

-نسبت مخارج کل ماهيانه و هزينه های عملياتی را زير نظر داشته باشيد.

-يک بودجه برای خود طرح ريزی کنيد و سياست خريد آزاد(Open to Buy) را برای حذف خريد های مازاد انجام دهيد.

-برای کاهش ريسک ناشی از خريدهای نامناسب، خريدهای خود را نزديک به فصل فروش انجام دهيد.

-از پذيرش اجناسی که نميتوانيد استفاده کنيد و يا بعد از تاريخ مقرر به دست شما ميرسد خودداری کنيد.

۷ -از تمرينهای مديريتی استفاده کنيد:

به عنوان صاحب فروشگاه شما يک مدير نيز هستيد. بدين معنی که شما بايد بدانيد چگونه تجارت خود را از بالا تا پايين راهبری کنيد. شما بايد تصميم گيری کنيد، خدمات به مشتريان را پيشنهاد دهيد، مديريت زمان و منابع کنيد و بهتر از تمام کارمندانتان بدانيد که چگونه تجارت و مال التجاره خود را رهبری کرده. برای کارمندان خود ارزش قايل شويد زيرا آنها با ارزش ترين دارايی شما هستند. به آنها آموزش دهيد و برای بهتر انجام دادن کارها به آنها اعتماد به نفس دهيد و مهارتهای لازم را آموزش داده. به کارمندانتان فرصت ترقی دهيد، بی طرفانه با آنها رفتار کنيد، به ميزانی که ارزش دارند به آنها حقوق پرداخت کنيد و در نتيجه آنها نيزبه موفق شدن تجارت شما کمک ميکنند.

- آيا شما کارمندان خود را برای خدمت و تعامل با مشتريان با اخلاق حرفه ای آموزش ميدهيد؟

- آيا شما برنامه ای برای پاداش دادن به کارمندان بخاطر تلاشهای اضافی آنها و نظريات مبتکرانه آنها داريد؟

- آيا شما به کارمندانتان اختيار گرفتن تصميمات مهم را ميدهيد حتی اگر باعث از دست دادن پول بشود؟



۸-چهره متمايزی از خود را در ذهن مردم گسترش دهيد:

تصور مردم از شما نکته مهمی است که از تمام جهات با حرفه شما در ارتباط است. اين ﻳک واقعيت است که در ذهن مشتريان شما در رابطه با نام فروشگاه، موقعيت، وضعيت ظاهری، ساختمان، چشم انداز، ورودی فروشگاه، طبقات، درها، کانترها، اتاقهای پرو، سروﻳسهای بهداشتی، محصولات، قيمتها، کالاهای در انظار، علامتها، ويترينها، کارتهای ويزيت، فاکتورها، روزنامه ها ،نوع تبليغات، خدمات مشتری و تمام مواردی که به شغل شما مربوط ميشود ، نقش بسته است. تصور مشتريان از شما هم ميتواند فرصت ساز و هم خراب کننده موقعيت برای شما باشد.

-آيا شما يک تجارت متمايز داريد و آيا قفسه های شما کاملا مناسب با کالاهايتان ميباشد در حاليکه رقبای شما چنين مزيتی ندارند؟

-آيا شما تفکرات و فرمولهای اثبات شده ديگر شرکتهای خرده فروشی موفق را بکار ميبريد؟

- آيا شما هر ساله فروشگاه خود را از لحاظ ظاهری و قابليت دسترسی مورد ارزيابی قرار ميدهيد؟

۹-موجودی خود را کنترل کنيد:

کاربرد موجودی شما در بوجود آوردن فروش ميباشد. تمام خرده فروشيها احتياج به مديريت موجودی خود دارند. اين پول شماست که در قفسه ها قرار ميگيرد و قسمت بزرگی از سرمايه گذاری تجاری شما را به نمايش در می اورد. خرده فروشان کوچک که تنها به قفسه هايشان نگاه ميکنند نميتوانند توازنی بين ميزان صحيح کالا و احتمالات تقاضای مشتری برقرار کنند. خريد و فروشهای اين خرده فروشان از فقدان اطلاعات مربوط به رنگ، سايز، تمايلات و اولويتهای مشتريان رنج ميبرد. بدون کنترل کافی، کاهش سرعت جايگزينی کالاامری عادی ميشود و کالاها دچار کهنگی و خرابی و هزينه بردار خواهند شد. آيا شما نسبت بين مقدار موجودی که داريد و ميزان مناسب هزينه های عملياتی را، بصورت منظم و اساسی ارزيابی ميکنيد؟ بطور کلی کنترل موجودی را ميتوان در موارد زير خلاصه کرد:

-مطابقت دادن موجودی انبار در دسترس با مقدار نياز مشتری

- کنترل سرمايه گذاری های روی موجودی

-حدااقل کردن تخفيفات و تنزلات قيمتی

- کنترل کردن کمبودها

- بهتر کردن پروسه خريداری

۱۰- خريداری و قيمت گذاری برای سود بيشتر:

برای درک کامل طبيعت و خصلت خرده فروشی، شخص ميبايست اين تصور را در خود ايجاد کند که قيمت واقعی مال التجاره او بيشتر از ارزش موقتی که مشتری حاضر به صرف آن برای کالاست، نيست.اکثر فروشگاه ها قيمتها را تا آخرين حد بالا ميبرند(Keystone markup) و آن را برای کالا و خدمات خود بکار ميبرند. آن چيزی که آنها ندارند استرتژی قيمت گذاری بر اساس محاسبه قيمت به صورت کالا به کالا برای کالاهای عادی، تبليغاتی و کالاهای تخفيفی ميباشد.برای افزايش فروش، خرده فروشان بايد بر روی کالاها، قيمت و تاثيرگذاری بوسيله جشنهای فروشگاهی متعدد، زرق و برق و تفريح ، تمرکز کنند. برای افزايش قدرت رقابت، در گردهمايی های تجاری شرکت کنيد، خريدهای گروهی انجام دهيد و بدنبال تخفيفات از کارخانه باشيد که به شما امکان خريداری کالا ارزانتر از قيمتهای عمده فروشی را بدهد. با اجرای قيمت گذاری هوشيارانه نو، ارزش بيشتری را برای مشتری قايل شده ايد و با اينکار شما ميتوانيد: مشتری بيشتری را جذب کنيد، ميزان معاملات فروش خود را بالا ببريد و به مشتريان خود فرصتهای بيشتری برای ديدار از فروشگاهتان بدهيد.

-آيا شما از طرق مختلف به تبليغ تجارت خود پرداخته ايد: پيشنهادات فروش، کالاهای جديد، قيمتهای جديد

-آيا شما کارآيی فروشندگان، افزايش فروش و درآمد حاصل از فروش آنها را محاسبه ميکنيد؟

-آيا شما از سيستمی که کالاهايی که بيشترين فروش را دارند رديابی کند، استفاده ميکنيد؟

-آيا شما برای افزايش فروش از طريق پيشنهاد قيمت بهتر، ارزش بيشتر و يا کالاهای جانبی تلاشی کرده ايد؟

۱۱- از حرفه ای ها ياد بگيريد:

برای کسب مهارت و حرفه ای شدن در تجارتتان احتياج به تجربه داريد.ابتدا بايد ياد بگيريد که چگونه،توسط چه کسی، چی، کجا، چه زمان، چقدر، و هر چند وقت يکبار به بازاريابی و تبليغات برای ترفيع سود آور تجارت خود بپردازيد. دوم اينکه خود را چگونه به سرعت با فراز و نشيب های فصلی چرخه سود در تجارتتان هماهنگ کنيد و آن را مديريت کنيد که شامل: موجودی، خريد اضافی، کاهش قيمت، درآمد، زمان بندی، تحويل کالا، هزينه ها و فروش های پروژه ای ميشود. اين پول شماست، پس با يک برنامه ريزی پيشرفته و پيروی از آن ، ميتوانيد از فروش بيشتر و سود بالاتر مطمئن شويد. يک رويکرد تيزهوشانه که کل تجارت شما و کارآيی مالی شما را به حداکثر ميرساند در حاليکه زمان، نيرو و ريسک را به حداقل ميرساند.

۱۲- کمک بخواهيد وقتی به آن احتياج داريد:

بخاطر داشته باشيد نتايج کار شما ميبايست قابل شمارش باشد!.پيشنهادات و کمکهای خارجی ، تلاشهای شما برای پروسه بزرگ بهينه سازی را منجر به اﻳجاد ﻳک شروع باجهش اساسی ميکند. برای درخواست کردن کمک غرور خود را کنار بگذاريد، همه ما گاهی به کمک احتياج داريم. منابع دارای صلاحيت از طريق دفاتر دولتی محلی و ساير شرکتهای حرفه ای در دسترس شما هستند. مهم اين است که تشخيص دهيم که کدام قسمت از چيزهايی را که نميدانيم منجر به هدر رفتن پولمان و صدمه زدن به موفقيت هايمان و کاهش شديد شانسمان برای دستيابی به اهداف تجاريمان ميشود. و مهمترين نکته اين است که با کمک گرفتن، تمام تجهيزاتی که نياز داريد را خواهيد داشت و به آسودگی خاطر شگفت انگيزی خواهيد رسيد.


باب نلسون(Bob Nelson) رييس شرکت Power Retailing يک شرکت مشاوره خرده فروشی در فونيکس آريزونا ميباشد. اين شرکت با خرده فروشان کوچک و متوسط برای بهبود استراتژی های بازاريابی و برنامه های تبليغاتی به منظور قدرتمند کردن سريع آنها در زمينه جريانات نقدی و موقعيت های مالی ، همکاری ميکند.
+ نوشته شده توسط سیوان احمدی در یکشنبه 27 آذر1384 و ساعت 10:2 |

اگر می خواهید گوساله را به داخل طویله هدایت کنید هم می توانید او را هل بدهید ( کار بیهوده )

 و هم می توانید آن را بکشید ( باز هم کار بیهوده ) یا هر دو کار را انجام دهید . بهترین راه این است

که هنگامی که گوساله را به تدریج به داخل طویله هدایت می کنید اجازه دهید انگشت شما را بمکد .

نتیجه اخلاقی : چوب دستی همیشه کارساز نیست . گاهی اوقات از هویج برای تحریک دیگران استفاده

کنید .

+ نوشته شده توسط سیوان احمدی در یکشنبه 27 آذر1384 و ساعت 9:47 |
این مقاله در روزنامه همشهری چاپ شده بود چون دیدم چیز به درد بخوریه خلاصش کردم امیدوارم که خوشتون بیاد :

 

نسل های مدیریت زمان

اولین نسل را می توان نوشته ها و صورت های موجودی دانست .

دومین نسل تقویم ها و دفترچه های قرار ملاقات است .

نسل سوم نقطه نظر های مهمی از قبیل اولویت بندی ، توصیف ارزش ها و مقایسه ارزشمندی نسبی فعالیت های مبتنی بر روابط آن ارزش ها را در بر می گیرد .

نسل چهارم که کاملا متفاوت است بر حفظ و حراست و خود جوشی زندگی تاکید دارد . این نسل می گوید که مشکل مدیریت زمان کیفیتی بیرونی نیست بلکه اداره اوضاع و شرایط خویش و توجه به خود است . به جای این که اشیا و زمان را مورد توجه قرار دهد به حفظ و گسترش روابط و تحقق نتایج می اندیشد . در واقع می کوشد تناسبی بین بازار و قابلیت تولید بر قرار کند .

 

ابعاد مدیریت زمان در بازار

این موضوع نتیجه نسل چهارم است .

دو معیار اصلی در تقسیم بندی زمان مد نظر است : فوریت و ضرورت .

فوریت به کارهایی که مستلزم توجه فوری است ربط دارد و ضرورت به نتایج کارها مربوط می شود .

چهار بهد برای مدیریت زمان در بازار وجود دارد :

۱ ) کارهای فوری و ضروری

۲ ) کارهای فوری و غیر ضروری

۳ ) کارهای غیر فوری و ضروری

۴ ) کارهای غیر فوری و غیر ضروری

 

زمان و وظایف مدیریت بازار

مدیریت بازار فرآیندی برای شناسایی و پیش بینی و ایجاد و تامین نیازها و خواست های مشتریان برای محصولات و خدمات است .

وظایف مدیریت بازار : شناسایی نیازهای بازار ، خرید ملزومات و تجهیزات ، فروختن محصولات و خدمات ، برنامه ریزی محصول و خدمت ، قیمت گذاری ، توزیع ، تحقیقات بازار ، تجزیه و تحلیل فرصت ها ، مسئولیت اجتماعی

 

مدیریت زمان به مفهوم تمرکز بر کارهای اصلی است .

+ نوشته شده توسط سیوان احمدی در یکشنبه 27 آذر1384 و ساعت 9:46 |

اولش عجله داری که وارد دانشگاه شوی..آخرش عجله داری که خارج شوی.

اولش به همه اعتماد داری..آخرش پارانویا میگیری.

اولش توی خانه وقتی بابات سیگار میکشید یه خاطر دود سیگار بلند میشدی میرفتی یه اتاق دیگر...آخرش جلوی دکه روزنامه فروشی سر گران شدن قیمت سیگار بهمن کوچیک با فروشنده دعوا میکنی.

اولش فکر میکردی تقلب یعنی گناه کبیره..آخرش میبینی تنها راه پاس کردن درس ایکس فقط تقلب است وتو هم استاد این کار.

اولش مرتب سر همه کلاسا میروی..آخرش این کار را وقت تلف کردن و خریت میدونی.

اولش فکر میکنی عاشق رشته ات هستی ..آخرش....

اولش برای بیرون رفتن از کلاس اجازه میگیری.. آخرش عین(...)سرت را می اندازی پایین و میروی بیرون.

اولش با خیلیها روراستی..آخرش خیلیهارو رو دودره میکنی و دورشان میزنی

...

اولش کمابیش میشد بهت گفت<<آدم>>..آخرش چی؟؟؟؟

+ نوشته شده توسط سیوان احمدی در یکشنبه 27 آذر1384 و ساعت 9:45 |

و بخاطر شنیدن درگذشت استاد فیلیپ کاتلر بزرگ بازاریابی روحش شاد ،  یادش همیشه در قلب ها  باقی   

 

فیلیپ کاتلر

 

"امروزه بازاریابان هوشیار، محصولات را بفروش نمی رسانند، بلکه آنها بسته های سود را بفروش می رسانند. آنها فقط ارزش خرید را بفروش نمی رسانند بلکه آنهاارزش استفاده را بفروش می رسانند.

" فیلیپ کاتلر"
فیلیپ کاتلر مدیر مرکز Johnson & Son، استاد ممتاز بازاریابی بین الملل در مدرسه عالی مدیریت کلگو دانشگاه نورث وسترن شیکاگو می باشد. او توسط مرکز مدیریت اروپا ملقب به "بهترین متخصص روشهای استراتژیک بازاریابی جهان" شده است. او نویسنده کتابی است که معتبرترین منبع در زمینه بازاریابی شناخته می شود: کتاب "مدیریت بازاریابی" که به ویرایش دوازدهم رسیده است. او همچنین نویسنده یا یکی از نویسندگان کتب پیشرو دیگری نیز می باشد: بازاریابی کاتلر؛ بازاریابی جنبی؛ استراتژی های بازاریابی موسسات غیر انتفاعی؛ بازاریابی برای سازمانهای خدمات درمانی؛ خدمات حرفه ای بازاریابی؛ بازاریابی از الف یا ی؛ ده گناه مرگبار در بازاریابی؛ جنبش های بازاریابی؛ مکانهای بازاریابی؛ بازاریابی ملل و بازاریابی اجتماعی.

به اضافه اینکه او بیش از یکصد مقاله را در مجلات معتبر علمی شامل: Harvard Business Review، Sloan Management Review، افق های تجاری، California Business Review و ژورنال بازاریابی به چاپ رسانده است.
فیلیپ کاتلر برنده جوایز متعددی می باشد که شامل موارد زیر می باشد:
جایزه سالانه استاد ممتاز بازاریابی انجمن بازاریابی آمریکا و جایزه بازاریاب سال سازمان اجرایی فروش و بازاریابی بین الملل.

فیلیپ کاتلر مشاور بسیاری از شرکتهای معظم آمریکایی و غیر آمریکایی همپچون IBM، میشلن، بانک آمریکا، مرک، جنرال الکتریک، هانیول و موتورولا در زمینه استراتژی بازاریابی و برنامه ریزی، سازماندهی بازاریابی و بازاریابی بین الملل می باشد.

فیلیپ کاتلر سمینارهای دنباله داری درباره مفاهیم پیشرو بازاریابی و توسعه شرکتها و سازمانها در آمریکا، اروپا و آسیا برگزار می کند و در پروژه های تعریف شده مشتریان گروه بازاریابی کاتلر نیز شرکت می کند


فروش و بازاریابی ارزش محور


شرکتهای بسیاری مدعی انتقال ارزش بالایی به مشتریان خود را دارند. هر چند این ادعا می تواند درست باشد ولی باید بتوانید این ادعا را ثابت کنید. بسیار مهمتر از هر زمان دیگری در تاریخ کسب و کار جهانی، شما باید قادر باشید که این ادعا را ثابت کنید و توسط یک الگوی هدفمند و مبتنی بر اطلاعات نشان دهید که کالاها، برنامه ها، سامانه ها و خدمات شما، سود و منفعتی اقتصادی را به مشتریانتان انتقال می دهند و این کار یا با کاهش هزینه ها و یا بوسیله رشد بالای مهیجی صورت می گیرد.
گروه بازاریابی کاتلر یا Kotler Marketing Group- KMG متخصص کمک به سازمانهاست – ازسازمانهایی که در مرحله شروع قرار دارند تا سازمانهایی که در لیست جهانی 2000 (Global 2000) جای دارند – برای ایجاد یک ماموریت ارزش محور برای محصولات و خدمات سازمان که دقیق نیز باشد.
گروه بازاریابی کاتلر گستره ای از خدمات فروش و بازاریابی ارزش محور را ارایه میدهد که شامل موارد زیر می باشند:
·
آموزش فروش ارزش محور- گروه بازاریابی کاتلر تیم های فروش را برای فروش ارزش محور، آموزش می دهد و بازدهی متوسطی از آن ارزش را بدست می آورد. ما یک مجموعه از برنامه های آموزشی را شامل برنامه های ویژه برای فروشندگان صنایع اتومبیل، تحقیقاتی و خدمات مالی ارایه می دهیم.
·
ابزارهای فروش ارزش محورگروه بازاریابی کاتلر با مشتریان برای توسعه ابزارهای فروش و مدلهای ارزش دقیق، قابل انعطاف و صفحات گسترده دوستار کاربر (user-friendly) همکاری می کند.
·
پژوهش ارزش مشتری – بررسی پیشقدمی ها، تکنیکها، ابزارها و فرآیندهای فروش ارزش فعلی به مشتریان؛ همچنین ارزیابی آن طبق بهترین نتایج بازاریابی که در خلال تحقیق و مشاوره بدست آورده ایم
فلسفه کاری ما طبق کارهای پروفسور کاتلربزرگترین استراتژیست هدایتگر بازاریابی جهان – و تحت مدیریت او انجام می شود.

منبع مقاله : http://7world7.blogspot.com

+ نوشته شده توسط سیوان احمدی در یکشنبه 27 آذر1384 و ساعت 9:43 |